اقرار كند به اين كه در طاعتش آفت داشته و در معصيتش جاهل بوده و اگر او را به گناهانش بگيرد ، عدلش را مىبيند و اگر او را ببخشد ، فضلش را مىنگرد و اگر حسناتش را نپذيرد ، او را ظالم نمىداند به سبب اين كه حسناتش آفتهايى داشته و اگر آنها را بپذيرد ، احسانش را مىبيند ؛ زيرا كرامتهايى را به او عطا فرموده است .
- « قال بعض الحكماء : ما خلّص العبد للَّه ، إلّاأحبّ أن يكون فى حبّ لايعرف . »
بعضى از حكما گفتهاند : بنده خود را براى خداوند خالص نكرد مگر اين كه دوست دارد در محبت حق ناشناخته باشد .
- « إجلس إلى من تكلّمك صفته ، و لا تجالس إلى من يكلّمك لسانه . »
نزد كسى بنشين كه صفت او با تو سخن گويد و ننشين نزد كسى كه زبانش با تو سخن گويد .
- « يجول الغناء و العزّ فى كلّ موطن ليستوطنا قِبَل امرىءٍ أن توكّلا . و من يتوكّل ، كان مولاه حسبُه ، و كان له فيما يحاول معقلًا . »
بىنيازى و عزّت ، در هر جا دور مىزنند تا در كنار مردى كه توكّل مىكند ، اقامت مىگزينند و كسى كه توكّل كند مولايش كافى خواهد بود و او برايش در امورى كه چاره مىكند ، پناهگاه مىباشد .
- « ما طابت الدّنيا إلّابذكره ، و لا طابت الآخرة إلّابعفوه ، و لا طابت الجنان إلّابرؤيته . »
دنيا جز به ياد خداوند و آخرت جز به بخشش او پاكيزه و پسنديده نباشد و بهشت جز بديدنش نيكو نيست .
- « قل لمن أظهر حبّ اللَّه : إحذر أن تذلّ لغير اللَّه . و من علامة المحبّ للَّه ، أن لا يكون له حاجة إلى غير اللَّه . »
به كسى كه محبت خدا را اظهار مىكند بگو : بترس از اين كه براى غير خدا ذليل شوى و از نشانههاى دوستدار خداوند آن است كه احتياجى به غير خداوند نداشته باشد .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 330
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٣٠