تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
سه چيز از به كار بستن انس با خداوند است : از تنهايى و خلوت لذت بردن و از مصاحبت وحشت داشتن و شيرين بودن تنهايى . - « ثلاثة من أعلام حسن الظنّ باللَّه : قوّة القلب ؛ و فسحة الرّجاء فى الزّلّة ؛ و نفى الأياس بحسن الإنابة . » سه چيز از نشانه‌هاى گمان نيكو به خداوند داشتن است : قوى بودن دل ، و سعه اميد فراوان به خداوند داشتن در لغزش‌ها ، و نااميد نبودن به توبه در هنگام حسن بازگشت به خداوند . - « ثلاثة من أعلام الشّوق : حبّ الموت مع الرّاحة ؛ و بغض الحياة مع الدّعة ؛ و دوام الحزن مع الكفاية . » سه چيز از نشانه‌هاى شوق به خداوند است : دوست داشتن مرگ در حال راحتى ، و مبغوض داشتن زندگى در حال گشايش آن ، و حزن دايمى [ نسبت به نرسيدن به حق يا طرد از درگاه او ] با داشتن زندگى كافى . - « لا يزال العارف ، مادام فى دار الدّنيا ، متردّداً بين الفقر و الفخر ؛ فإذا ذكر اللَّه افتخر ، و إذا ذكر نفسه افتقر . » عارف همواره تا وقتى كه در دنياست بين حالت فقر و فخر كردن مىباشد ؛ پس هنگامى كه خدا را ياد مىكند فخر مىكند و گاهى كه خود را ياد مىكند حالت فقر دارد . - « من أنس بالخلوة ، فقد استمكن من بساط الفراغ ؛ و من غَيب عن ملاحظة نفسه ، فقداستمكن من مقاعد [ مجانبة ] الإخلاص ؛ و من كان حظّه من الأشياء هواه ، لم يبال مافاته ممّن هو دونه . » كسى كه با خلوت و تنهايى انس داشته باشد پس بساط فراغ را براى خود فراهم آورده ؛ و كسى كه از ملاحظه كردن خويش غايب شود [ توجه به خود نداشته باشد ] پس به تحقيق در جايگاه‌هاى اخلاص ساكن شده است ؛ و كسى كه از اشياء به خاطر هوى و هوس بهره‌مند شود باكى ندارد نسبت به آن چه كه از غير او از دستش مىرود .