- « المؤمن إذا آمن باللَّه ، واستحكم إيمانه ، خاف اللَّه ؛ فإذا خاف اللَّه ، تولّدت من الخوف هيبةُ اللَّه ؛ فإذا سكن درجة الهيبة ، دامت طاعته لربّه ؛ فإذا أطاع ، تولّدت من الطّاعة الرّجاء ؛ فإذا سكن درجة الرّجاء ، تولّدت من الرّجاء المحبّة ؛ فإذا استحكمت معانى المحبّة فى قلبه ، سكن بعدها درجة الشّوق ؛ فإذا اشتاق ، أدّاه الشّوق إلى الانس باللَّه ؛ فإذا أنس باللَّه ، إطمأنّ إلى اللَّه ؛ فإذا اطمأنّ إلى اللَّه ، كان ليله فى نعيم ، و نهاره فى نعيم ، و سرّه فى نعيم ، و علانيته فى نعيم . »
مؤمن هنگامى كه به خداوند ايمان داشت و ايمانش را محكم كرد ، از خداوند مىترسد ، پس وقتى از خداوند ترسيد از خوفش توجه به عظمت خداوند به وجود مىآيد و وقتى در درجهى توجه به عظمت خداوند ساكن شد اطاعتش نسبت به پروردگارش هميشگى مىشود ، پس هنگامى كه اطاعت كرد از اطاعتش اميد به وجود مىآيد و وقتى در رتبهى رجاء ساكن گشت از رجاء محبّت به وجود مىآيد ، وقتى معانى محبت در قلبش محكم شد ، بعد از آن در درجهى شوق ساكن مىشود و چون مشتاق گشت ، شوقش او را به انس به خداوند مىكشاند و هنگامى كه انس به خداوند پيدا كرد به خداوند مطمئن شده و وقتى كه به خداوند اطمينان پيدا كرد ، شب و روز و درون و بيرونش در نعمت معنوى مىباشد .
- « طوبى لمن أنصف ربّه عزّوجلّ ! »
خوشا به حال كسى كه به پروردگارش انصاف بدهد !
گفته شد :
« و كيف ينصف ربّه ؟ »
چگونه به پروردگارش انصاف بدهد ؟
گفت :
« يُقرّ له بالآفات فى طاعته ، و بالجهل فى معصيته ، و إن أخذه بذنوبه رأى عدله ، و إن غفر له رأى فضله ، و إن لم يتقبّل منه حسناته لم يره ظالماً ، لما معه من الآفات ؛ و إن قبلها رأى إحسانه ، لما جاء به من الكرامات . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٢٩