تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
« سألتَنى أن أدعوَ اللَّه لك أن يزيل عنك النّعم ؟ ! و اعلم يا أخى ! أنّ العلّة يأنس بها أهل الصّفا والهمم ، والضّياء [ ع ] فى الحياة ذكرك للشّفآء ، و من لم يعدّ البلآء نعمةً ، فليس من الحكماء ، و من لم يأمن التّشفيق على نفسه ، فقد أمن أهل التّهمة على أمره ، فليكن معك يا أخى ! حيآءُ يمنعك عن الشّكوى . والسّلام . سؤال كردى كه برايت از خداوند بخواهم تا نعمت‌ها را از تو زائل گرداند و بدان برادرم كه مريضى چيز بزرگى است ، اهل صفا و همّتِ بلند با آن انس مىگيرند و ياد شفا ، ضايع شدن زندگى است و كسى كه بلاء را نعمت نشمارد ، از حكما نمىباشد و كسى كه نسبت به دلسوز بر خودش مطمئن نباشد ، اهل تهمت را بر كارهايش مطمئن نموده است . پس برادرم ، بايد حيائى داشته باشى تا از شكايت كردن مانعت شود . والسلام . - « تنال المعرفة بثلاث : بالنّظر فى الأمور كيف دبّرها ؛ و فى المقادير كيف قدّرها ؛ و فى الخلآئق كيف خلقها . » با سه چيز به معرفت خداوند رسيده مىشود ، با دقّت كردن در امور كه چگونه خداوند آن‌ها را تدبير مىكند و در حدود اشياء كه چگونه آن‌ها را اندازه‌گيرى مىكند و در مخلوقات كه چگونه آن‌ها را آفريده است . - « قرأتُ فى باب مصر بالسّريانية ، فتدبّرته ، فإذاً فيه : « يُقدّر المقدّرون ، والقضاء يضحَك » . » در درب مصر با لغت سريانى خواندم ، سپس در آن تأمّل نمودم ، در آن نوشته بود : « برنامه ريزان در امور خود برنامه ريزى مىكنند در حالى كه قضاى الهى به آن‌ها مىخندد . » ) - « ثلاثة من أعلام المحبّة : الرضا فى المكروه ؛ و حسن الظّنّ فى المجهول ؛ والتّحسين فى الإختيار فى المحذور . » سه چيز از نشانه‌هاى محبت است : خشنودى در امور ناگوار ، و گمان خوب داشتن در امور مجهول ، و خوب اختيار كردن از ميان امور ممنوع .