تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
از نشانه‌هاى غضب خداوند نسبت به بنده ، ترس او از نداشتن و فقير شدن است . - « لكلّ شىء علامة ، و علامة طرد العارف عن حضرة اللَّه - تعالى - إنقطاعه عن ذكر اللَّه - عزّوجلّ - . » براى هر چيزى نشانه‌اى است و نشانه‌ى دور شدن عارف از محضر خداوند متعال منقطع شدن او است از ياد خداوند - عزّوجلّ - . - « من آنسه اللَّه بقُربه ، أعطاه العلم من غير طلب . » كسى را كه خداوند به قرب خود مأنوس كند ، بدون طلب كردن به او علم مىدهد . - « ليس بعاقلٍ من تعلّم العلم ، فعُرف به ، ثمّ آثَر بعد ذلك هواه على عمله . » كسى كه علم را بياموزد و به آن شناخته شود سپس بعد از آن هواى نفسش را بر عملش ترجيح دهد ، عاقل نيست . - « ليس بعاقل من طلب الإنصاف من غيره لنفسه ، و لم ينصف من نفسه غيره . » كسى كه انصاف را از ديگران براى خود طلب مىنمايد ؛ ولى خودش به ديگران انصاف نمىدهد ، عاقل نيست . - « ليس بعاقلٍ من نسى اللَّه فى طاعته ، و ذكر اللَّه - تعالى - فى تواضع الحاجة إليه . » كسى كه خداوند را در اطاعت او فراموش مىكند و لكن در موارد نيازمندى به او ، ياد مىكند ، عاقل نيست . - « من نظَر فى عيوب النّاس ، عمِى عن عيب نفسه . » كسى كه در عيوب مردم نظر كند از عيب خودش نابينا مىماند . - « مِن علامة إعراض اللَّه - تعالى - عن العبد ، أن تراه ساهياً ، لاهياً ، لاغياً ، معرضاً عن ذكراللَّه - تعالى . » از نشانه‌هاى روى گرداندن خداوند متعال از بنده ، آن است كه او را سهو كننده و مشغول لهو و امور بيهوده و روى گرداننده از ياد خداى متعال ببينى . - گويد : يكى از دوستان مريض شده بود ، به من نوشت براى وى دعا كنم ، در جواب نوشتم :