گذشتن ( قيامت ) ، از جانب خداوند بر من نعمتهايى است كه اعتراف مىكنم به كوتاهيم از شكر آنها و ناتوانى مستمرم از شمارش و ذكر آنها ، پس به تحقيق دلها غافل شدهاند از او و حال آن كه او ايجاد كنندهى آنهاست و جانها به او پشت كردند و حال آن كه او آنها را مىخواند . پس پاكا خدايى كه چه قدر مهلت مىدهد و هرگز از ارسال پياپى نعمتها و بخششها به خواب نمىرود .
- نقل است كه به دست و پاى ذوالفنون غل افكنده و به طرف زندانش مىبردند ، و مردم در اطرافش مىگريستند . وى مىگفت :
« هذا من مواهب اللَّه و عطاياه ، و كلّ فعاله ، عذب ، حسن ، طيّب . »
اين از موهبتهاى خداوند و بخششهاى او است و تمامى كارهايش گوارا ، خوب و پاكيزه است .
سپس اين شعر را انشاء كرد :
لك من قلبى المكان المصون * كل صعب [ لوم ] علىّ فيك يهون
جايگاه تو در قلبم جاى محفوظى است ، هر امر سختى [ سرزنش ] در راه تو بر
من آسان است .
لك عزم بأن أكون قتيلًا في * ك والصّبر عنك ما لا يكون
تو قصد دارى كه برايت كشته شوم ولى صبر از دورى تو را نمىتوانم .
گفتار
- « من ذكر اللَّه على حقيقة ، نسِى فى حبّه كلِّ شىءٍ ؛ و من نسى فى حبّه كل شىءٍ حفيظ اللَّه عليه كل شئٍ ، و كان له عِوَضاً فى كلِّ شىءٍ . »
كسى كه خدا را حقيقتاً ياد كند ، در محبّت او أشياء را فراموش مىكند و كسى كه در محبّت او هر چيزى را فراموش كند ، خداوند همه موجودات را براى او حفظ مىكند و او برايش در هر چيزى عوض خواهد بود .