تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
- « التصوّفُ كلُّه تركُ الفضول ؛ والمعرفةُ كلُّها الإعتراف بالجهل . » تصوّف همگى عبارت است از ترك كردن ياوه‌ها و زيادىها ؛ و معرفت و شناخت حضرت حق همگى عبارت است از اعتراف و اقرار به نادانى خود ) - « لايكون الشّوقُ إلّاإلى غآئب . » شوق تحقّق پيدا نمىكند ، مگر به شخص غايب . - « إنّ اللَّهَ أعار بعضَ أخلاق أوليائه أعدآئَه ليستعطفهم بها على أوليآئه . » به راستى كه خداوند متعال پاره‌اى از اخلاق اوليائش را به عاريه به اعدائش داده ، تا با آن‌ها ، ايشان را نسبت به اولياى خود مهربان گرداند . - « أحسنُ الأوقات وقتٌ يكون الحقُّ فيه راضياً عنّى . » بهترين وقت‌ها ، وقتى است كه خداوند در آن از من راضى و خشنود باشد . - « مِن أخلاقِ الفقرآء السّكونُ عند الفقد ، و الإضطرابُ عند الوجود ، والأنسُ بالهموم ، والوحشةُ عند فرَح النّاس بالدّنيا . » از جمله اخلاق فقيران [ و سالكان ] ، آرامش داشتن در هنگام نادارى است ، و پريشانى هنگام وجود ، و انس گرفتن به همّ و غم‌ها و انديشه‌ها ، و احساس تنهايى هنگامى كه مردم به دنيا شادمانند . - از وى پرسيده شد : « ما الّذى ترضى من الأوقات ؟ » از چه اوقاتى راضى و خرسند هستى ؟ گفت : « ألأوقاتُ كلُّها للَّه ، فأحسنُ الأوقات وقتٌ يجرى الحقُّ فيه على ما يرضيه عنّى . » وقت‌ها همگى براى خداست ، ولى نيكوترين اوقات ، وقتى است كه حضرت حق آن چه را از من خشنود است بر من جارى گرداند . « 1 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 276 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 375 . وى همان ابوسعيد احمد بن محمّد بن زياد اعرابى است كه سال 341 در حرم از دنيا رفت ، لذا تكرار نشد .