- « التصوّفُ كلُّه تركُ الفضول ؛ والمعرفةُ كلُّها الإعتراف بالجهل . »
تصوّف همگى عبارت است از ترك كردن ياوهها و زيادىها ؛ و معرفت و شناخت حضرت حق همگى عبارت است از اعتراف و اقرار به نادانى خود )
- « لايكون الشّوقُ إلّاإلى غآئب . »
شوق تحقّق پيدا نمىكند ، مگر به شخص غايب .
- « إنّ اللَّهَ أعار بعضَ أخلاق أوليائه أعدآئَه ليستعطفهم بها على أوليآئه . »
به راستى كه خداوند متعال پارهاى از اخلاق اوليائش را به عاريه به اعدائش داده ، تا با آنها ، ايشان را نسبت به اولياى خود مهربان گرداند .
- « أحسنُ الأوقات وقتٌ يكون الحقُّ فيه راضياً عنّى . »
بهترين وقتها ، وقتى است كه خداوند در آن از من راضى و خشنود باشد .
- « مِن أخلاقِ الفقرآء السّكونُ عند الفقد ، و الإضطرابُ عند الوجود ، والأنسُ بالهموم ، والوحشةُ عند فرَح النّاس بالدّنيا . »
از جمله اخلاق فقيران [ و سالكان ] ، آرامش داشتن در هنگام نادارى است ، و پريشانى هنگام وجود ، و انس گرفتن به همّ و غمها و انديشهها ، و احساس تنهايى هنگامى كه مردم به دنيا شادمانند .
- از وى پرسيده شد :
« ما الّذى ترضى من الأوقات ؟ »
از چه اوقاتى راضى و خرسند هستى ؟
گفت :
« ألأوقاتُ كلُّها للَّه ، فأحسنُ الأوقات وقتٌ يجرى الحقُّ فيه على ما يرضيه عنّى . »
وقتها همگى براى خداست ، ولى نيكوترين اوقات ، وقتى است كه حضرت حق آن چه را از من خشنود است بر من جارى گرداند . « 1 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 276 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 375 . وى همان ابوسعيد احمد بن محمّد بن زياد اعرابى است كه سال 341 در حرم از دنيا رفت ، لذا تكرار نشد .