( 861 ) امرأه فارسيّه « 1 »
زنى با كمال ، و صاحب كرامت بود كه شيخ ابوالنجيب الدّين ، على برغشى - متوفى به سال 678 - در سفر خود از گلپايگان به شيراز وى را ديد . « 2 »
( 862 ) امرأه مجهوله
ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - گويد :
« رأيتُ ببعض سواحل الشّام امرأةً ، فقلتُ : من أين أقبلتَ ؟ قالت : من عند أقوام تتجافى جنوبهم عن المضاجع . فقلتُ : و أين تريدين ؟ قالت : إلى رجال لاتلهيهم تجارةٌ و لابيعٌ عن ذكر اللَّه . »
در بعضى از ساحلهاى شام زنى را ديدم ، به او گفتم : از كجا آمدهاى ؟ گفت : از نزد گروهى كه پهلوهايشان از رختخوابها تهى و بلند شده است . به او گفتم : آهنگ [ رفتن ] كجا را دارى ؟ گفت : به سوى مردانى كه هيچ تجارت و خريد و فروشى ايشان را از ياد خدا باز نمىدارد و مشغول نمىكند .
فقلتُ : صفيهم لى . فأنشأت :
گفتم : آنان را براى من توصيف نما . وى اين اشعار را خواند :
قوم همومُهم باللَّه قد علقت * فمالهمّ هَمَمٌ تسمو إلى أحدٍ
[ ايشان ] دستهاى هستند كه تمام همّ و غمشان به خدا وابسته است و لذا هيچ
همّت و آرزويشان به سوى هيچ كس بالا نمىرود [ و از كسى چيزى
هامش
( 1 ) . فارسى / فارسيّه : منسوب به فارس ناحيه و استانى معروف واقع در جنوب ايران .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 617 .