- فناء ، فناء بنده باشد از ولايت به بندگى « 1 » ؛ و بقاء ، بقاء بنده باشد در حضور الهى .
- فناء ، متلاشى شدن است به حقّ ؛ و بقاء ، حضور است با حقّ .
- حقيقت دين ، پاكى دل است از همه چيزها ، و آرام دل است با حقّ .
- علم آن است كه در عمل آرد تو را ، و يقين آن است كه برگيرد تو را . « 2 »
( 642 ) احمد بن غمر حمصى « 3 »
برگزيدهى به خالص ذكر و عنايات الهى و آگاه از مكنون سرّ او و صاحب صبر و ثبات است كه در قرن سوّم مىزيست .
گفتار
- احمد بن غمر از محمّد بن مبارك صورى نقل مىكند كه : به راهبى گفتم :
« متى يبلُغ الرّجلُ حقيقةَ الأنس باللَّه ؟ »
كى انسان به حقيقت انس به خدا مىرسد ؟
گفت :
« إذا صفا الودُّ فيه ، و خلصت المعاملةُ فيما بين العبد و بين اللَّه . »
وقتى كه محبّتش صفا و بىآلايش و معامله و عمل بين او و خداوند خالص و ناب گردد .
هامش
( 1 ) . مراد آن است كه مقام فناء آن است كه بنده خود را سرپرست خود نداند و مولايش را سرپرست بداند و خود را در مقابل او هيچ انگارد .
( 2 ) . تذكرة الاولياء ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 65 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 78 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 246 .
( 3 ) . حمصى : منسوب به : 1 . حِمْص و يا حُمْص شهر قديمى و مشهور واقع در كشور سوريّه فيما بين دمشق و حلب كه قبور بسيارى از اوليا در آن جاست ؛ 2 . حِمْص انْدَلُس كه همان اشْبيليه است ؛ 3 . حِمَّصى عدس فروش .