تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
سؤال كردم : « ما علامةُ الجهل ؟ » نشانه‌ى جهل چيست ؟ گفت : « الحرصُ والرّغبةُ . » حرض و آز و ميل و رغبت داشتن به دنيا . گفتم : « ما علامةُ الورع ؟ » نشانه‌ى ورع و پرهيزگارى چيست ؟ گفت : « الهربُ من مواطن الشّبهة . » گريختن از جايگاه‌هاى [ و موارد ] شبهه‌ناك . پرسش نمودم : « فما الّذى عقَلك فى هذه البيعة ؟ » چه چيزى تو را در اين عبادتگاه و معبد بسته [ و وادار به ماندن در آن جا كرده ] است ؟ گفت : « بلغَنى أنّه مَن مشى على الأرض ، عثر ، ففزعتُ فزعةَ الأكياس ، فتحصّنتُ بمَن فى السّمآء مَن فتنة مَن فى الأرض ، و ذلك أنّهم سُرّاقُ العقول ، فخشيتُ أن يسرقوا عقلى . » به من رسيده [ و اين مطلب را دريافته‌ام ] كه هر كس بر روى زمين راه رود به زمين مىافتد ، لذا مانند بيم زيركان و هوشياران هراسيدم ، پس به آن كه در آسمان است از فتنه و شرّ كسانى كه درزمين هستند پناه جستم ، به علّت اين كه ايشان [ مردم و اهل زمين ] عقل‌ها را مىدزدند ، پس ترسيدم كه عقلم را بدزدند .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 21 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)