- « أبعدُ النّاس من اللَّه [ تعالى ] ، من يدّعى المعرفةَ و القربَ ، و أكثرُهم إليه إشارةً أمقتُهم عنده . »
دورترين مردم نسبت به خداوند متعال كسى است كه ادّعاى شناخت و قرب و نزديكى به خدا را دارد . و كسانى كه بيشتر به او اشاره مىكنند و با وجود توجّه به دو بينى او را معرّفى مىكنند مبغوضترين مردم در نزد او [ خدا ] هستند .
- « لايتّصف عبدٌ بالشّرف حتّى تصيرَ الأذكارُ غذاهَ ، و التّرابُ فراشَه . »
بنده به شرافت متّصف و آراسته نمىگردد تا اين كه ذكر خدا غذايش ، و خاك ، رختخواب او باشد .
- « لاتغتّر بصفآء العبوديّة ، فإنّ فيها نسيانَ الرّبوبيّة »
به صفا و بىآلايشى بندگى كردن خويش مغرور مشو ، كه در آن ، مقام پروردگارى فراموش مىگردد .
گفته شد : « فما الخلاصُ ؟ » ؛ ( پس راه رهايى چيست ؟ ) گفت :
« أن يشهد صنعَ الرّبوبيّة فى إقامة العبوديّة ، فينقطعُ عن نفسه ، و يسكنُ إلى ربّه ، و هناك يسلم من الإستدراج . »
اين كه او [ سالك ] فعل نيكوى ربوبيّت و پروردگارى را در به پا داشتن عبوديّت مشاهده نمايد و در نتيجه از نفس خويش گسسته و به پروردگارش آرام گيرد و اين جاست كه از استدراج [ و فريب نعمت الهى را خوردن و مشغول گناه شدن و استغفار نكردن ] سالم مىماند .
- « أوّلُ علامةِ التّوحيد خروجُ العبد عن كلّ شىءٍ ، و ردُّ الأشيآء جميعاً إلى متولّيها ، حتّى يكون المتولّىُّ بالمتولّى ، ناظراً إلى الأشيآء ، قائماً بها ، متمكّناً فيها ، ثمّ يُخفيهم عن أنفسهم فى أنفسهم ، و يظهرهم لنفسه سبحانه [ تعالى ] . »
اوّلين نشانهى توحيد بيرون آمدن بنده از همهى موجودات و برگرداندن همهى اشياء به سرپرست آنها [ حضرت حق ] مىباشد تا اين كه به وسيلهى سرپرست خود [ حضرت حق ]
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٥