تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
پرسيدم : « فأينُ طريق الرّاحة ؟ » پس راه راحتى و آسودگى كجاست و چيست ؟ گفت : « فى خلاف الهوى . » در مخالفت كردن با هواى نفس . پرسيدم : « فمتى يجد الرّجلُ الرّاحةَ . » پس كى انسان راحتى و آسايش را مىيابد ؟ گفت : « عند أوّل قدم يضعُها فى الجنّة . » هنگامى كه اوّلين گامش را در بهشت مىگذارد . پرسيدم : « بماذا أقطع الطّريقَ إلى اللَّه ؟ » به چه چيز راه به سوى خدا را بپيمايم ؟ گفت : « بالسَّهر الدّآئم والظّماءِ فى الهواجر . » به بيدارى دايمى و تشنگى در روزهاى گرم [ و روزه گرفتن در تابستان ] . پرسيدم : « ما علامةُ العلم ؟ » نشانه‌ى علم چيست ؟ گفت : « الخوفُ والشّفقةُ » بيم و هراس از خداوند و دلسوزى و مهربانى نسبت به مردم .