تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
فلو كنتُ أدرى أين خيَّم أهلُها * و أىَّ بلاد اللَّه إذ ظعنوا ، أمّوا
پس اگر مىدانستم كه اهل او كجا خيمه زده‌اند ، و هنگامى كه كوچ مىكنند در كدام يك از بلاد [ شهرها و آبادىها ] اقامت مىكنند .
إذاً لسلكنا مسلكَ الرّيح خلفها * و لو أصبحت نُعمٌ و من دونها النَّجمُ
مسلّماً در اين صورت ، بسان پيمودن باد ، در پى او راه مىپيمودم ، اگر چه شب و روز به دنبال او باشم . - « كلُّ مافاتك من اللَّه سَوى اللَّه يسيرٌ ، و كلُّ حظٍ سَوى اللَّه قليلٌ . » هر چه غير خدا در راه خدا از دستت برود سهل و آسان است ، و هر بهره‌اى غير او اندك است . - « النّاسُ فى الفرح باللَّه على أربع طبقاتٍ : إنّما هو المعطَى ، والمعطىِ ، والإعطاء ، والعطآء ؛ فمِن النّاس من فرح بالمعطى ؛ و منهم مَن فرح بالمعطى ، [ و هو نفسُه ] ؛ و منهم مَن فرح بالإعطآء و منهم مَن فرح بالعطآء ؛ فينبغى أن يكون فرحُك فى العطآء بالمعطى ، ولذّتُك به خالق اللذّات ، و تنعُّمُك فى النعم بالمُنعِم دون النّعم ؛ لِانّ ذِكرَ النّعمةِ عِند ذِكرِ المنعِمِ حِجابٌ ، و رؤيةَ النّعمةِ عِند رؤيةِ المنعم حجابٌ . » مردم درباره‌ى خوشحال بودن به خدا ، چهار دسته هستند : كه عبارت است از شادمانى به عطا شده ، و عطاكننده ، و عطا كردن ، و خود عطاء ، پس برخى از مردم به داده شده ، و بعضى به عطا كننده كه خود خداباشد ، و پاره‌اى به دادن و دسته‌اى به بخشش خوشحالند ، پس سزاوار است كه خوشحالى تو به بخشش كننده ، و لذّتت به آفريننده لذّت‌ها باشد . و بهره‌مندى تو در نعمت‌ها به نعمت دهنده باشد نه به نعمت‌ها ، زيرا يادِ نعمت هنگام ياد نعمت دهنده حجاب از محبوب است ، و ديدن نعمت هنگام ديدن نعمت دهنده حجاب است . - هر كه گمان برد به جهد به وصال حقّ رسد ، خود را در رنج و تعب بىنهايت افكنده ؛ و هر كه گمان كند بىجهد به وى رسد ، خود را در تمنّاى بىغايت انداخته .