تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

( 696 ) ابوالعبّاس ، احمد بن محمد بن زكريا نسايى « 1 »

عبّاس هروى در مصر و شيخ عمو احمد بن حمزه - متوفى به سال 441 - وى را در مكّه ديدار كردند .

( 697 ) ابوالحسن [ ابوالحسين ] احمد بن محمد نورى معروف به ابن بغوى « 2 »

يگانه عهد ، صاحب شور و شوق و رضايى عجيب است كه در عبادت جديّتى تمام داشت و با سرّى سقطى و محمّد على قصاب و احمد بن ابى الحوارى مصاحبت نمود و ذوالنّون را ديد و از اقران جنيد بود و پيش از وى در سال 295 و يا 286 از دنيا رفت . اصلش از بغداد است ، سال‌ها در رَقّه انزوا اختيار نمود و سپس به بغداد مراجعت كرد . حكايت آورده‌اند كه اهل معرفت را نزد خليفه به زندقه نسبت دادند ، خليفه دستور داد ايشان را حاضر ساختند و دستور قتل ايشان را صادر كرد . چون خواستند سر ايشان از تن جدا كنند ، نورى در آخر ايشان بود ، خود را مطرب و سرور در پيش افكند . اركان دولت با مشاهده‌ى اين حالت گفتند : نبايد در كار ايشان شتاب زدگى نمود . از نورى پرسيدند : هنوز نوبت تو نرسيده اين چه كار است ؟ نورى گفت : طريقه من بر ايثار است و عزيزترين چيز در دنيا زندگانى است ، مىخواهم تا اين نفَسى چند را در كار اين برادران ايثار كنم ، تا عمر نيز ايثار كرده باشم ، با آن كه يك نفَس در دنيا نزد من ،
هامش
( 1 ) . نسايى / نَسَوى : منسوب به نساء ، شهرى در خراسان . ( 2 ) . بغوى : منسوب به بَغْ يا بغشور ، شهر كوچكى واقع در ميان هرات و مرو و يا مرورود .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 107 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)