- بد گُهران را ستودم از گهر طبع * گر گهرى را ستودمى چه غمستى ؟ « 1 »
دانى ز جهان چه طرف بر بستم ؟ هيچ * وز حاصل ايّام چه در دستم ؟ هيچ
شمع طربم ، ولى چه بنشستم ، هيچ * آن جام جمم ، ولى چه بشكستم ؟ هيچ
درويش كه اخلاقِ الهى دارد * در مُلك وجود ، پادشاهى دارد
چون قدرت او زماه تا ماهى است * دانستن چيزها كَما هِى دارد
احكام شريعت است چون شارعِ عام * بيرون مرو از راه شريعت يك گام
هر كس كه سر از حكم شريعت پيچد * در مذهب اهل معرفت ، نيست تمام « 2 »
( 87 ) مولانا ابراهيم بن على كفعمى « 3 »
صاحب علم و عمل و عبادت و زهد و ورع و از مشاهير محدّثين و فضلا و صلحا است . به نقل كشف الظّنون در سال 905 در كربلاى معلّى دار دنيا را وداع گفت و وصيّت فرمود كه در كربلاى معلّا در ارض عَقْر « 4 » به خاكش بسپارند . « 5 » قريب 29 تاليف براى وى شمردهاند ، از آن جمله : بلدالأمين و امان الواقية [ در دعا ] ؛ صفوة الصّفات فى شرح دعاء السّمات ؛ كتاب الجُنّة [ در سال 895 از كتابت آن فارغ شده ] ؛ محاسبة النفس .
گفتار
- « قد أجمَعَتِ الأنبياءُ والمرسلون و الأئمّةُ الرّاشدون أنّه تعالى لجميع العباد بالمرصاد ، و
هامش
( 1 ) . اين بيت ، عذر از گذشته است .
( 2 ) . رياض العارفين ، ص 309 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 577 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 280 .
( 3 ) . كَفْعَمى : منسوب به كَفْعَم روستايى در جبل عامل لبنان .
( 4 ) . عَقْر : عَقْرِ بابل ، محلى در نزديكى كربلاى معلّى در عراق .
( 5 ) . در روضات ( ص 22 چاپ جديد ) جريانى نقل شده كه بر طبق آن معلوم مىگردد ، مزار وى در « جبل عامل » است ، و ممكن است وى شخص ديگرى باشد . براى توضيح بيشتر ر . ك : الكنى و الالقاب و يا فوائد الرضويه .