چگونه ادّعا مىكنيد كه مُريد راه خداوند متعال هستيد ، و حال آن كه وقت [ به دست آوردن ] غنيمتها ، و هنگام باز شدن گنجينهها [ ى عنايت حضرت حق ] و وقت پخش و گسترده شدن علمها و اظهار كتابها و نوشتهها و تجلّى و ظهور خداوند زندهى پابرجايى كه قيام همهى موجودات به او است ، به خواب مىرويد ؟
- « ليس الزّهدُ خروجَ العبد عن الشّىءِ ، إنّما الزّهدُ أن يكون داخلًا فى إمارته أوضِعته ، و قلبُه خارجٌ حآئلٌ ذاكرٌ فاكرٌ حآئرٌ مجاهدٌ مرابطٌ مخمولُ الذّكر مشتغلًا بذكر اللَّه عزّوجلّ . »
زهد آن نيست كه بنده از اشياء خارج شود و كنارهگيرى نمايد ، بلكه زهد آن است كه شخص داخل خانه و زندگى خود و در فرماندهى ملك و آب و زمين خويش باشد ، اما در عين حال دلش خارج از آن ، و دگرگون و رنگ پريده ، و مشغول ذكر و فكر و متحيّر گشته و در تلاش و كوشش و پاسدارى و نگاهبانى [ نفس خويش ] و گمنام و به ياد خداوند - عزّوجلّ - سرگرم و مشغول باشد .
- « إن أردتَ أن يُسمَع دعآئَك ، فاحفظ لسانَك عن الكلام فى النّاس و عن تناول الشُّبهات . »
اگر بخواهى كه دعايت شنيده و مستجاب شود ، زبانت را از سخن گفتن دربارهى مردم و از خوردن چيزهاى شبههناك نگاهدار .
- « يجب على المريد أن يطهِّرَ أعضآءَ عن الغفَلات و الفُتور عن ذكر اللَّه ، كما يجب تطهيرُها عن المعاصى ، من باب « حسناتُ الأبرار سيّئاتُ المقرَّبين » . »
بر مريد حضرت حق همان گونه كه واجب است اعضايش را از گناهان پاكيزه كند - از باب اين كه خوبىهاى ابرار و نيكان ، براى مقرّبان گناه محسوب مىشود - واجب است آنها را از غفلتها و سستى از ياد خدا نيز پاك كند .
- « لاينبغى لحامل القرآن العظيم أن يُدنِّس فمَه بكلامٍ حرامٍ و لا أكلٍ حرامٍ فى عِرضِ مؤمنٍ و لا مؤمنةٍ . »
بر حامل [ و قارى و عامل به ] قرآن بزرگ شايسته نيست كه دهانش را به سخن حرام و
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٥٧