تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
لحظه‌اى از مجاهدت نفس و هوى غفلت نكرد تا آن كه در سال 676 دارفانى را بدرود گفت . نسبتش با يازده واسطه به امام نهم حضرت جواد - عليه‌السّلام - مىرسد . وى را كتابى است به نام جواهر و اشعارى هم سروده است . گفتار - « بپرهيز اى دوست من ! از اين كه براى خود ادّعاى عمل يا حالِ خالص كنى ؛ زيرا هر چه كنى به دو كنى ، و تو را در ميانه جز اعتراف به گناه ، چيزى نيست . » « 1 » - « ابتدا راه ، بيرون رفتن از حظوظ و مهالك نفسانى است . » - « الشّريعة أصلٌ ، والحقيقةُ فرعٌ ، فالشّريعةُ جامعةٌ لكلِّ مشروعٍ ، والحقيقةُ جامعةٌ لكلِّ علمٍ خفىٍّ ؛ و جميعُ المقامات مندرجةٌ فيهما . » شريعت ريشه است ، و حقيقت شاخه‌ى آن ، پس شريعت جامع هر دستور دينى ، و حقيقت جامع بر علم نهانى است و همه مقامات در اين دو نهفته است . - « ارفَض ما يحجُبكَ عن مولاكَ ؛ فإنّ ما دون اللَّه تعالى ، باطلٌ . » آن چه تو را از مولايت مانع مىگردد و محجوب مىكند كنار بگذار ، زيرا به راستى كه غير خداوند متعال باطل است . - « تجرِّد مِن قالبكَ إلى قلبك ، و ألزِم الصّمتَ عن الإشتغال بمالا فآئدةَ لك فيه . » از پيكرت پيراسته گشته و به قلبت بپرداز و به جاى مشغول شدن زبانت به آن چه كه فايده‌اى براى تو ندارد ، ملازم سكوت باش . - « مَن ادخَل دارَالفردانيّة و كُشف له عن الجلال و العظمة ، بقى هو بلا هو ، فحينئذٍ يبقى زماناً ما فانياً ، ثمّ يعود فى حفظِ اللَّه [ تعالى ] و كلآرتهِ ، سواء حضَر أو غاب ، و لا يبقى له حظٌّ فى كرامات و لا كلامٌ و لا نظامٌ نفسانىٌّ ، و خلص لجانب العبوديّة المحضة . » هر كس به خانه فردانيّت و يگانگى داخل شود ، و دريچه‌هايى از جلال و عظمت الهى به
هامش
( 1 ) . با تلخيص .