تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
هر كس براى خود عملى را ببيند ، از چشم پروردگارش افتاده و از ملاحظه و ديدار او محروم مىماند . - « ألعارفُ يرى حسناتَه ذنوباً ، و لو آخذه اللَّهُ [ تعالى ] بتقصيره فيها ، لكان عدلًا . » عارف كارهاى خوب خود را گناه مىبيند ، و اگر خداوند متعال ، او را به واسطه‌ى كوتاهىاش در آن‌ها عذاب نمايد ، عدل و داد است . « 1 » - به وى گفتند : « ما تريد ؟ فقال : ما أراد اللَّه - عزّوجلّ - . » چه چيز را اراده كرده‌اى ؟ گفت : آن چه را كه خداوند - - عزّوجلّ - - اراده فرموده است . « 2 »

( 55 ) شيخ ابراهيم دهستانى « 3 »

عارف بزرگى كه در قرن چهارم - 400 قمرى - مىزيست . حكايت شيخ محمد قصاب مىگويد : چون در ديار دامغان ، اهل كلام پديد آمدند ، به خدمت شيخ ابراهيم رفتم تا بپرسم در شناسايى حق به چه چيز بايد عقيده داشت . هنوز سخنى نگفته بودم كه با من گفت : « محمد ! بازگرد ، « لا يعرفه احدٌ غيرُه . » ؛ ( كسى غير او ، او را نمىشناسد . ) « 4 »
هامش
( 1 ) . اين كلمات از كتاب جواهر شيخ ابراهيم دسوقى نقل گرديد . ( 2 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 143 ؛ كرامات الأولياء . ( 3 ) . دهستانى : منسوب به : 1 . دِهِسْتان ناحيه‌اى در شمال گنبد قابوس متّصل به گرگان واقع در ساحل شمالى رود اترك ؛ 2 . شهرى به همين نام از توابع كرمان ؛ 3 . به ناحيه‌اى در باذغيس از توابع هرات . ( 4 ) . رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 268 .