هر كس براى خود عملى را ببيند ، از چشم پروردگارش افتاده و از ملاحظه و ديدار او محروم مىماند .
- « ألعارفُ يرى حسناتَه ذنوباً ، و لو آخذه اللَّهُ [ تعالى ] بتقصيره فيها ، لكان عدلًا . »
عارف كارهاى خوب خود را گناه مىبيند ، و اگر خداوند متعال ، او را به واسطهى كوتاهىاش در آنها عذاب نمايد ، عدل و داد است . « 1 » - به وى گفتند :
« ما تريد ؟ فقال : ما أراد اللَّه - عزّوجلّ - . »
چه چيز را اراده كردهاى ؟ گفت : آن چه را كه خداوند - - عزّوجلّ - - اراده فرموده است . « 2 »
( 55 ) شيخ ابراهيم دهستانى « 3 »
عارف بزرگى كه در قرن چهارم - 400 قمرى - مىزيست .
حكايت
شيخ محمد قصاب مىگويد : چون در ديار دامغان ، اهل كلام پديد آمدند ، به خدمت شيخ ابراهيم رفتم تا بپرسم در شناسايى حق به چه چيز بايد عقيده داشت . هنوز سخنى نگفته بودم كه با من گفت : « محمد ! بازگرد ، « لا يعرفه احدٌ غيرُه . » ؛ ( كسى غير او ، او را نمىشناسد . ) « 4 »
هامش
( 1 ) . اين كلمات از كتاب جواهر شيخ ابراهيم دسوقى نقل گرديد .
( 2 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 143 ؛ كرامات الأولياء .
( 3 ) . دهستانى : منسوب به : 1 . دِهِسْتان ناحيهاى در شمال گنبد قابوس متّصل به گرگان واقع در ساحل شمالى رود اترك ؛ 2 . شهرى به همين نام از توابع كرمان ؛ 3 . به ناحيهاى در باذغيس از توابع هرات .
( 4 ) . رشحات عين الحياة ، شمارهى 268 .