رويش گشوده گردد ، خودش بدون توجه به خودش باقى مىماند ، پس در اين هنگام زمانى فانى مىماند ، و سپس به حفظ و نگاهدارى خداوند متعال بر مىگردد . خواه حاضر باشد يا غايب و هيچ بهره و تمايلى در كرامات و كلام و نظام نفسانى نداشته و براى جانب بندگى ناب ، خالص مىگردد .
- « عليك بالعمل ، و إيّاك و شِقشِقةَ اللّسان بالكلام فى الطّريق دونَ التخلّقِ بأخلاق أهلها . »
بر تو باد به عمل كردن ، و پرهيز كن از اين كه زبانت را در راه خدا به سخن گفتن بگشايى بدون اين كه به اخلاق اهل آن آراسته شده باشى .
- « مادام لسانُك يذوق الحرامَ ، فلا تطمع أن تذوقَ شيئاً من الحِكَم و المعارف . »
تا زمانى كه زبانت حرام مىچشد ، طمع و اميد نداشته باش كه چيزى از حكمتها و معارف را بچشى .
- « أحِببه يُحِبُّك أهلُ الأرضين و السّمآءِ ؛ و أطِعه يُطع لك الجنُّ والإنسُ ؛ و يجُفّ لك البحرُ و المآءُ ، و يُطع لك الهوآءُ . »
خداوند متعال را دوست داشته باش ، تا اهل زمينها و آسمان دوستت بدارند . و از او اطاعت كن تا جنّيان و انسانها اطاعتت نمايند و دريا و آبهاى ديگر براى تو و به دستور تو خشك شود ، و هواء از تو فرمان برد .
- « العلمُ كلُّه مجموعٌ فى حرفين ؛ أن يعرِف العبوديّةَ و يعبده ؛ فمن فعل ذلك ، فقد أدرك الشّريعةَ و الحقيقةَ . »
تمام علم در دو كلمه جمع شده ؛ اين كه انسان بندگى را بشناسد و بندگى خدا را بكند ، پس هر كس اين دو را انجام دهد ، شريعت و حقيقت را دريافته است .
- « رأسُ مال المريد ، المحبّةُ و التّسليمُ و إلقآءُ عصا المعاندة و المخالفة . »
سرمايهى مريد و سالك عبارت است از محبّت و تسليم حقّشدن ، و بدور افكندن عصاى دشمنى و مخالفت با اوامر الهى .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 55
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٥٥