( 52 ) ابواسحاق ، ابراهيم بن داوود قَصّار رَقّى « 1 »
وى را از مشايخ وقت خويش دانستهاند كه ، مجرّد و ملازم فقر بود و به مصاحبت اكثر مشايخ زمان خود نايل آمد و عمرى طولانى نمود . ابراهيم قصّار سال 326 دار دنيا را وداع گفت .
گفتار
- « حسبُك مِن الدّنيا شيئآن : خدمةُ ولىِّ ، و صُحبةُ فقير . »
دو چيز از دنيا تو را كفايت مىكند : خدمت ولىّ خدا و مصاحبت با فقرا [ و سالكان ] .
- « قيمةُ كلِّ إنسان به قدر همّتِه ، فإن كانت همّتُه الدّنيا ، فلا قيمةَ له ؛ و إن كانت همّتُه رِضى اللَّه ، فلا يمكن استدراكُ غايةِ قيمته و لاالوقوفُ عليها . »
ارزش هر انسانى به اندازه همّت و فكر و انديشه و خواست او است ، پس اگر همّت او دنيا باشد ، ارزشى ندارد ؛ و اگر همت او رضايت و خشنودى خداوند باشد ، نهايت ارزش او قابل درك نيست ، و نمىتوان بدان آگاهى پيدا كرده و واقف شد .
- « عجب دارم از كسى كه فهميد با خدا راهى دارد ، چگونه با غير او زندگى مىكند ؟ ! « واللَّه يقول :
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ
. » ؛ « 2 » ( در حالى كه خداوند متعال مىفرمايد : « به سوى پروردگارتان بازگرديد ، و تسليم او شويد . » )
- « علامةُ محبّة اللَّه إيثارُ طاعته و متابعةُ نبيّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - . »
نشانهى محبّت خداوند برگزيدن طاعت او ، و متابعت از پيامبرش - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - مىباشد .
هامش
( 1 ) . قَصّار : گازُر و جامهشوى ؛ رَقّى : منسوب به رَقّه شهرى معروف واقع در شمال سوريّه كه نامهاى ديگر آن « الرقّة البيضاء » و « الرشيد » مىباشد .
( 2 ) . سورهى زمر ، آيهى 54 .