حكمته ، و حقآئقَ محبّته ، و أنوارَ علمه و آياتَ معرفة التى لايطّلع عليها ملكٌ مقرّبٌ ، و لا نبىٌّ مرسلٌ ، و لاأحدٌ دون اللَّه ، به غير إذنه سبحانه . »
بدان كه دلهاى اهل معرفت گنجينههاى خداوند در روى زمين مىباشند ، كه وديعههاى سرّش و حكمتهاى لطيفش و حقايق محبّتش ، و انوار علم و نشانههاى معرفتش را كه هيچ فرشته مقرّب و پيامبر مرسل و هيچ كس غير خدا ، بدون اذن او سبحانه از آنها اطلاعى ندارد ، در دلهاى اهل معرفت قرار مىدهد .
- « إعلم أنّ العبدَ إذا علم أنّ اللَّهَ سبحانه حكيمٌ فيما حكم ، و قديرٌ عالمٌ بما قضى و دبر ، و عرف أنّه جاهلٌ بالمحجوب والمكروه ، رضى عن اللَّه فى حكمته و قضآئه . »
بدان كه وقتى بنده بداند كه خداوند سبحان در احكامش حكيم ، و به آن چه قضا و تدبيرنموده آگاه است و آگاهى پيدا كند كه خودش نسبت به دوست داشتنىها و امور ناگوار جاهل است ، از خداوند نسبت به حكمت و قضايش خشنود مىگردد .
- « الرّضا هو سكونُ القلب إلى الحكيم ، و تركُ الإختيار مع التسليم . »
خشنودى [ از خداوند ] همان اطمينان و آرامش قلب است به حكيم و ترك اختيار [ در برابر اختيار او ] همراه با تسليم [ در برابر اوامر او ] .
- « لا شىءَ أشدُّ على النفس من الرضا بالقضآء ؛ لِانّ الرّضا بِالقضآءِ يكون على خلافِ رِضا النّفسِ و هواها . »
چيزى بر نفس از خشنودى به قضاى [ الهى ] سختتر نيست ؛ زيرا خشنودى به قضا بر خلاف خشنودى نفس و هواى آن مىباشد .
- « طوبى لعبدٍ آثَرَ رضا اللَّه تعالى على رضا نفسِه . »
خوشا به حال بندهاى كه رضايت خداوند متعال را بر رضايت خويش مقدّم داشته و برگزيند .
- « إنّ الخلقَ بأسّرِهم فقرآءٌ محتاجون إلى اللَّه تعالى ، اسرآءٌ تحت مشيّته ، ضُعفآءٌ تحت علمه و قدرته ، لا يملكون لأنفسهم و لا لغيرهم نفعاً و لا ضرّاً ، و لا ذِلًّا و لا عزّاً ، و لا موتاً
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٣٤