تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
حكمته ، و حقآئقَ محبّته ، و أنوارَ علمه و آياتَ معرفة التى لايطّلع عليها ملكٌ مقرّبٌ ، و لا نبىٌّ مرسلٌ ، و لاأحدٌ دون اللَّه ، به غير إذنه سبحانه . » بدان كه دل‌هاى اهل معرفت گنجينه‌هاى خداوند در روى زمين مىباشند ، كه وديعه‌هاى سرّش و حكمت‌هاى لطيفش و حقايق محبّتش ، و انوار علم و نشانه‌هاى معرفتش را كه هيچ فرشته مقرّب و پيامبر مرسل و هيچ كس غير خدا ، بدون اذن او سبحانه از آن‌ها اطلاعى ندارد ، در دل‌هاى اهل معرفت قرار مىدهد . - « إعلم أنّ العبدَ إذا علم أنّ اللَّهَ سبحانه حكيمٌ فيما حكم ، و قديرٌ عالمٌ بما قضى و دبر ، و عرف أنّه جاهلٌ بالمحجوب والمكروه ، رضى عن اللَّه فى حكمته و قضآئه . » بدان كه وقتى بنده بداند كه خداوند سبحان در احكامش حكيم ، و به آن چه قضا و تدبيرنموده آگاه است و آگاهى پيدا كند كه خودش نسبت به دوست داشتنىها و امور ناگوار جاهل است ، از خداوند نسبت به حكمت و قضايش خشنود مىگردد . - « الرّضا هو سكونُ القلب إلى الحكيم ، و تركُ الإختيار مع التسليم . » خشنودى [ از خداوند ] همان اطمينان و آرامش قلب است به حكيم و ترك اختيار [ در برابر اختيار او ] همراه با تسليم [ در برابر اوامر او ] . - « لا شىءَ أشدُّ على النفس من الرضا بالقضآء ؛ لِانّ الرّضا بِالقضآءِ يكون على خلافِ رِضا النّفسِ و هواها . » چيزى بر نفس از خشنودى به قضاى [ الهى ] سخت‌تر نيست ؛ زيرا خشنودى به قضا بر خلاف خشنودى نفس و هواى آن مىباشد . - « طوبى لعبدٍ آثَرَ رضا اللَّه تعالى على رضا نفسِه . » خوشا به حال بنده‌اى كه رضايت خداوند متعال را بر رضايت خويش مقدّم داشته و برگزيند . - « إنّ الخلقَ بأسّرِهم فقرآءٌ محتاجون إلى اللَّه تعالى ، اسرآءٌ تحت مشيّته ، ضُعفآءٌ تحت علمه و قدرته ، لا يملكون لأنفسهم و لا لغيرهم نفعاً و لا ضرّاً ، و لا ذِلًّا و لا عزّاً ، و لا موتاً