الإجتهادَ فى مرضاته . »
نشانه محبت خداوند ، دوست داشتن طاعت و عبادت خداست . و بعضى گفتهاند :
[ نشانهى دوستى خدا ، ] دوست داشتن ياد خداست ، پس وقتى خداوند بندهاش را دوست بدارد ، بنده نيز او را دوست خواهد داشت ، و بنده نمىتواند خدا را دوست داشته باشد مگر اين كه ابتدا خدا او را دوست داشته باشد و اين وقتى است كه از بندهاش تلاش و كوشش در به دست آوردن خشنوديش را ببيند .
- « من عرف الدّنيا زهد فيها ، و من عرف الآخرةَ رغب فيها ، و من عرف اللَّهَ آثَر رضاه ، و من لم يعرف نفسه فهو من دينه فى غُرور . »
هر كس دنيا را شناخت ، در آن زهد ورزيده و بدان بىميل و رغبت مىشود و هر كس آخرت را شناخت ، ميل و رغبت به آن پيدا مىكند و هر كس خدا را شناخت ، رضايت و خشنودى او را [ بر خشنودى خويش ] برگزيده و مقدم مىدارد و كسى كه خود را نشناسد ، در دينش فريفته شده است . [ و جز ظواهر دين را نداشته ، و به معارف دين دسترسى نخواهد داشت ] .
- « إذا حدّثتك نفسُك به ترك الدّنيا عند إدبارها ، فهو خُدعةٌ ؛ و إذا حدّثتك نفسُك بتركها عند إقبالها ، فذاك . »
اگر هنگام پشت كردن و از دست دادن دنيا در دلت گذشت كه آن را ترك كنى و نفست تو را به رها كردن دنيا وادار نمود ، اين فريب و خدعه است ، ولى وقتى دنيا به تو رو آورد و به خودت گفتى كه آن را رها كن ، ترك واقعى و بىرغبتى به دنيا همين است .
- اسحاق بن خلف مرا گفت :
« مرّ عيسى - عليهالسّلام - ، بثلاثةٍ من النّاس قد نحلت أبدانُهم ، و تغيّرت ألوانُهم .
فقال : ما الّذى بلغكم ما أرى ؟ قالوا : الخوفُ من النّيران . قال : مخلوقاً خِفتم ، و حقّاً على اللَّه أن يؤمن الخآئفَ . قال : ثمّ جاوزَهم إلى ثلاثةٍ أخرى ، فإذاهم أشدُّ تغيّر ألوان و أشدُّ نحول أبدان ، فقال : ماالّذى بلغكم ما أرى ؟ قالوا : الشّوقُ إلى
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 337
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٣٧