- از گفتار اهل معرفت است كه :
« حقٌّ لمَن عرف المولى أن لايشكوَ من البَلوى . »
براى كسى كه مولى را شناخته ، سزاوار است كه از بلاها شكايت نكند .
- « ليس للعارف دعوىً ، و لا للمحبِّ شكوى . »
براى عارف ادّعايى نيست و براى عاشق شكايتى و گلهاى .
- « مادام قلبُ العبد به غير اللَّه معلّقاً ، كان بابُ الصّفا عنه معلّقاً . »
تا زمانى كه دل بنده به غير خداوند بسته است ، باب صفا به روى او بسته است .
- « أعظمُ مصائب السرِّ حجابُه عن اللَّه تعالى ، فكلُّ من حلّت به هذه فقد تلاشت سآئرُ مصائبه فى جنبها . . . و مصيبةُ المحجوب عناللَّه لا يجبر أبداً ، إلّابتجريد السّرّ عن كلّ مادونَ اللَّه تعالى ، و لاوعيدَ فى القرآن أصعبَ من قوله تعالى :
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ
« 1 » . »
بزرگترين مصيبتهاى باطن ، در پرده بودن از خداوند متعال است ، پس هر كس كه مصيبتى بر او وارد شده باشد ساير گرفتارىها در كنار آن مسلّماً نابوده شده و از بين مىرود . . .
و مصيبت محجوب از خداوند هرگز جبرانپذير نيست مگر به خالى كردن باطن از هر چيزى غير خداوند متعال . و هيچ وعدهى عذاب در قرآن سختتر از اين فرموده خداوند متعال نيست كه فرمود : « نه چنين است ، بلكه بر دلهايشان [ بسان زنگار ] غالب و چيره گرديده است . » )
- « و إيّاك أن تغترَّ بعمارة الأوقات و صفاء الأحوال ، فإنّ برصيصا و بلعام كانا أعبدَ النّاس فى زمانهما و أحسنَهم حالًا ، و فى آخر الأمر مالا إلى النفس و الهوى ، فصارا مفتضحين فى الدنيا و الآخرة . »
و بپرهيز از اين كه به آبادانى اوقات و صفاى حالات [ خويش ] فريفته شوى ؛ زيرا برصيصا و بلعام [ بلعم باعورا ] از عابدترين مردم در زمان خود و از نيكوترين ايشان از نظر حالات بودند ، ولى در آخر امر به نفس و هوا و هوس تمايل پيدا كردند ، و در نتيجه در دنيا و آخرت
هامش
( 1 ) . سورهى المطفّفين ، آيهى 14 .