معرفت و شناخت [ حضرت حق ] نورى است كه خداوند متعال آن را در دل هر كس از بندگانش كه دوست داشته باشد جاى مىدهد و چيزى بزرگتر از آن نور نيست و حقيقت معرفت ، زنده شدن دلست به حيات دهنده [ آن حضرت حق ] خداوند سبحان مىفرمايد : « آيا كسى كه مرده بود ، پس ما او را زنده كرديم . » )
- « شرفُ العلمآء الربّانييّن أكبرُ من أن يدركه أحدٌ غيرُ اللَّه ، لِانّهم أحِبّآءُ اللَّهِ و أمنآءُ سِرّهِ ، فليغتنم حرمتَهم . »
شرافت و برترى علما ربّانى بزرگتر از آن است كه كسى غير خداوند آن را درك كند ، زيرا ايشان محبّان [ محبوبان ] خدا و امينان سرّ او هستند ، پس بايد حرمت ايشان را غنيمت دانست .
- « كفى للمرء جهلًا إمْساكُه عن التّعلّم واسْتكفآؤهُ بما عنده و قد قال اللَّهُ تعالى :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
« 1 » . »
براى نادانى شخص همين بس كه از يادگيرى خوددارى نموده و به آن چه نزد او است بسنده كند ، در حالى كه خداوند متعال مىفرمايد : « اگر نمىدانيد ، از اهل ذكر بپرسيد . » )
- گفتهاند كه :
« لا يقدِر أحدٌ يخبر عن المعرفة باللَّه تعالى فإنّها منه بدت ، و إليه يعود . »
هيچ كس نمىتواند از معرفت خداوند متعال خبر دهد ، زيرا معرفت از خداوند ظهور يافته و به او بر مىگردد .
- گفتهاند كه :
« ألعارفُ فإنّ تحتَ اطّلاع الحقّ تعالى ، باقٍ على بساط الحقّ بلا نفسٍ و لاسببٍ ، فهو ميّتٌ حىٌّ ، و حىٌّ ميّتٌ ، محجوبٌ مكشوفٌ ، و مكشوفٌ محجوبٌ ، تراه والهاً على باب أمره ، هائحاً فى ميدان برّه ، متدلّلًا تحت جميل ستره ، فانياً تحت سلطان حُكمه ، باقياً على بساط لطفه . »
هامش
( 1 ) . سورهى نحل ، آيهى 43 .