فاطِرِ الأشياءِ إنشاءاً ، و مُبتدعِهِا ابتِدءاً بِقُدرته و حِكمتِه . لامِن شيءٍ فيَبطُلَ الاختراعُ ، و لا لِعلّةٍ فلا يَصِحَّ الابتداعُ . خلَقَ ماشاءَ ، كيف شاءَ . متوَحِّداً بِذلكِ لِإظهارِ حكمتِه و حقيقةِ رُبوبيّتهِ ، تَضبُطُه العقولُ ، و لا تَبلُغُه الأوهامُ ، و لا تُدرِكُه الأبصارُ و لا يُحيطُ بِه مقدارٌ . .
عَجَرتْ دونَه العبارةُ ، و كَلَّت دونَه الأبصارُ ، و ضَلَّ فيه تَصاريفُ الصّفاتِ . احتجب بِغير حجابٍ مَحجوبٍ ، واستَتَر بِغير سترٍ مستورٍ . عُرِف بِغيرِ رؤيةً ، و وُصِفَ بِغير صورةٍ ، و تُغِتَ بِغير جسمٍ ، لا إله إلّاهو الكبيرُ المتعالُ . » « 1 »
محمد بن زيد نقل مىكند : به نزد حضرت رضا - عليهالسّلام - آمدم و در مورد توحيد از او پرسيدم و آن حضرت بر من چنين املاء نمود : ستايش ويژه خداوندى است كه با نيرو و حكمتش چيزها را به طور انشا و از آغاز آفريد . آنها را از چيزى نيافريد تا به آن اختراع گفته نشود و براى علت وسببى خلق نكرد تا نتوان به آن اختراع گفت . هر چه را و به هر نحو كه خواست ، آفريد و اين كار اختصاص به او داشت و قصدش آشكار ساختن حكمت و حقيقت پروردگارىاش بود . عقلها او را ثابت مىكنند و انديشهها به او نمىرسد و چشمها او را درنمىيابد و هيچ اندازهاى او را فرا نمىگيرد . عبارت از وصف و بيانش درمانده و چشمها از ديدنش ناتوان و بيانها و توصيفهاى گوناگون در موردش به حيرت و گمراهى دچار مىشوند . بدون هيچ حجابى پوشيده و بدون هيچ پردهاى مخفى و پنهان است . بدون اين كه ديده شود شناخته گشته و بدون صورت ، توصيف شده و بى آن كه جسمى داشته باشد به وصف درآمده است . هيچ معبودى جز خداوند بزرگ و متعال نيست .
وصفى ديگر از توحيد الهى
1022 . « فَتحِ بنِ يزيدٍ الجُرجانىِّ قال : كَتبتُ إلى أبى الحسنِ الرّضا أسْألُه عن شيءٍ من التوحيد ، فكَتَب إلىَّ بِخَطّه : بِسم اللَّهِ الرحمنِ الرحيمِ . الحمدُلِلّه المُلهِمِ عبادَه الحمدَ و فاطرِهم على
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 363 ، حديث 11 .