التفاتى به مخلوق نمىبينم .
. . . چنان زندگى پاكى به آنها مىبخشم كه در هنگام مرگ ، فرشته مرگ را به سراغشان نمىفرستم ، بلكه خود عهده دار گرفتن روحشان مىشوم و براى روحشان همه درهاى آسمان را مىگشايم و تمام حجابهايى را كه بين من و آنها است بر مىدارم . . .
بين من و روحش هيچ امر پنهانى وجود ندارد .
. . . اى احمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ! اهل آخرت از آن هنگام كه پروردگارشان را شناختند ، غذا در كام آنها گوارا نمىباشد . . . راحتى اهل آخرت در مردن است و آخرت استراحتگاه عارفان است .
. . . گفت و گوى آنها با خداوند بزرگى است كه بالاى عرش آنهاست . قلبهاى اهل آخرت در درون آنها مجروح و سخنشان اين است : چه زمانى با كوچ از دنيا به سوى آخرت راحت مىشويم ؟
. . . اى احمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ! آيا مىدانى اهل زهد در نزد من چه پاداش و جايگاهى دارند ؟ حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - عرض كرد : نه . خداوند فرمود : هنگامى كه در قيامت مردم بر انگيخته مىشوند و از آنان حساب مىكشند ، اهل زهد در امن و راحتى مىباشند . كمترين پاداش من به آنها در آخرت اين است كه همه كليدهاى بهشت را به آنها مىدهم تا هر درى از بهشت را كه مىخواهند بگشايند و چهره خود را از آنها نمىپوشانم و آنها را از لذتهاى گوناگون سخن گفتنم بر خوردار مىنمايم و آنها را در جايگاه راستى و درستى مىنشانم و زحمتها و رنجهاى آنها در دنيا را به آنها ياد آور مىشوم و چهار در بر روى آنها مىگشايم . . . از يكى از آن درها مىتوانند بىهيچ زحمتى هر گونه كه بخواهند به من نگاه كنند .
. . . اى احمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ! چهره اهل زهد از رنج عبادت در شب و روزه در روز ، زرد و زبان آنها از غير ذكر الهى گنگ است و قلبشان در سينههاى آنها از [ زيادى مبارزه با هوا و هوسهاى ] زيادى مجروح و زخمى است .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٤٩