همه توان خود را در راه عبادت خداوند به كار مىگيرند نه به خاطر ترس از آتش و نه به دليل شوق به بهشت ، بلكه به اين دليل كه به ملكوت و باطن آسمانها و زمين مىنگرند و مىدانند كه خداوند سبحان سزاوار اين عبادت و بندگى است .
. . . اى احمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ! بر تو باد به ورع و شدت پرهيز . . . با ورع و تقواى شديد ، مىتوان به خداوند متعال نزديك شد .
. . . اى احمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ! هيچ بندهاى مرا نشناخت و برايم خشوع نكرد ، مگر اين كه هر چيزى در برابر او خاشع و خاكسار گرديد .
. . . اى احمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ! ورع ، درهاى عبادت را بر روى بنده مىگشايد و در نتيجه بنده در نزد مردم ، محترم و عزيز مىگردد و بنده را به خداوند مىرساند .
. . . اى احمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ! بر تو باد به سكوت ؛ زيرا آبادترين قلبها ، قلب بندگان صالح و ساكت مىباشد و خرابترين قلبها ، قلب كسانى است كه بيهوده و نابجا سخن مىگويند .
. . . هر كه در راه خشنودى من عمل كند ، سه خصلت را همدم او قرار مىدهم : او را با شكرى كه آميخته با جهل و يادى كه همراه با فراموشى نباشد و محبتى كه محبت مخلوقات را بر آن ترجيح ندهد ، آشنا مىسازم . پس هنگامى كه مرا دوست داشت ، او را دوست مىدارم و او را در نزد مردم محبوب مىسازم و چشم دلش را به شكوه و عظمتم مىگشايم و علم و آگاهى بندگان ويژهام را از او پوشيده مىدارم و در تاريكى شب و روشنايى روز با او گفت و گو مىكنم ، به گونهاى كه گفت و گوى و همنشينى او با مردم بريده شود و سخن خود و فرشتگانم را به گوش او مىرسانم و او را از رازم [ كه از مردم پوشيده داشتهام ] آگاه مىسازم و لباس حيا و شرم بر او مىپوشانم ، به گونهاى كه همه مردم از او حيا كنند و در حالى كه آمرزيده شد بر زمين راه مىرود و قلبش را گشاده و بينا قرار مىدهم [ و قلب او را جايگاه شناخت خود يا ظرف رازهايم قرار مىدهم ] و هيچ چيزى از امور بهشت و دوزخم را از او پنهان نمىسازم و او را با
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 150
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٥٠