و تو را - اى برادر عزيز ! - سفارش مىكنم كه به اين عارفان و حكيمان - كه از شيعيان خالص علىبن ابى طالب و اولاد معصوم او - عليهمالسّلام - هستند و راه آنان را مىپيمايند و به ولايت و دوستى آنان چنگ زدهاند - گمان بد مبر ، و مبادا دربارهى آنان سخن ناپسندى بگويى و يا به آن چه پيرامون آنان گفته مىشود گوش فرا دهى و در نتيجه در آن چه كه نبايد ، واقع شوى و سقوط كنى و [ اين را نيز بدان كه ] تنها با مطالعهى كتابهاى آنان و بدون رجوع به اهل اصطلاح آنان ممكن نيست از حقيقت مقاصد آنان اطلاع حاصل نمود ؛ زيرا براى هر قومى زبانى مخصوص و براى هر روشى بيان ويژهاى است و اگر نمىترسيدم كه سخن به درازا بكشد و از منظور اصلى بيرون روم ، آن قدر از گفتار آنان براى تو مىگفتم تا بر آن چه كه ادّعا كرديم يقين كرده و به آن چه بر تو خوانديم اطمينان حاصل كنى .
و در جاى ديگر در تجليل از قاضى سعيد قمّى - رحمهاللَّه - و كلمات وى مىفرمايد :
« فإنّ لكلّ علم أهلًا ، و إيّاك و الرجوعَ إليه و إلى مثله بأنانيّتكَ و نفْسيّتكَ ، فإنّه لا يُفيدكَ شيئاً ، بل لا يَزيدكَ إلا حيرةً ضلالةً . » « 1 »
زيرا براى هر علمى متخصّص و اهلى است و مبادا كه به آن كتاب [ كتاب قاضى سعيد قمى ] و همانندش با خود بينى و خود پرستى مراجعه كنى ، كه هيچ سودى براى تو نخواهد داشت ، بلكه جز بر حيرت و گمراهىات نخواهد افزود .
و در جاى ديگرى از آن كتاب در همين رابطه مىفرمايد :
« و إيّاكَ ثُمّ إيّاك و اللَّهُ حفيظُك فى أُولاك و أُخراك - أن تحمِل أمثالَه على ظاهرِها مِن غَير الغَورِ الكاملِ إلى عامرِها ، و لا تأخُذْ بِيدكَ الطعنَ عليهم مِن غَير فَهمِ مَقصدِهم كما هو دأبُ بعضِ المنتسَبين إلى العِلم ، فإنّهم جعلوا ميزانَ عدمِ صحّة المطالب عدمَ اطّلاعهم عليها أو عدمَ فهمهم إيّاها ، فتراهُم يتّهمون هولاء العظماءَ بكلّ التّهمة ، و يغتابون هذه المكاشفين كلَّ الغيبة ، مع أنّها أشدُّ مِن الزَّنيّة تعصُّباً منهم تعصّبَ الجاهليّة ، أعاذنا اللَّهُ من شرّ
هامش
( 1 ) . مصباح الهداية ، ص 151 و 152 .