فرضاً كه از عرفا كسى را نمىشناسى از علماء بزرگ معرفت و اخلاق آنها را كه پيش همه علماء مسلّماند پيروى كن ، مثل جناب عارف باللَّه و مجاهد فى سبيل اللَّه مولانا سيد بن طاووس - رحمهاللَّه - و مثل مولانا عارف باللَّه و سالك الى اللَّه شيخ جليل بهايى - رحمهاللَّه - ، و شيخ ارباب معرفت مولانا محمد تقى مجلسى - رضوان اللَّه عليه - ، و شيخ محدّثين فرزند بزرگوار او مولانا مجلسى - رحمهاللَّه - . » « 1 » اين عالم عارف پس از اين گفتار ، به مطالعهى شرح فقيه مجلسى اوّل و كتب نراقى اوّل و دوّم و مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى سفارش و در آخر مىفرمايد : « بار خدايا ! ما را از اين خواب گران برانگيز و از اين خودخواهى و خود بينى كه منشاء همه مفاسد است نجات ده و به صراط مستقيم انسانيّت هدايت فرما ، إنَّكَ وَلىُّ الهِدايَةِ وَ التَّوْفيقِ . » « 2 » امّا سبب تأليف اين كتاب آن بود كه : روزى خدمت استاد علامه طباطبايى - رحمهاللَّه - رسيدم و جمعى از دوستان نيز حاضر بودند . حضرت استاد بدون مقدّمه فرمودند : « ما فهرستى از عرفا و برجستگان را جمع آورى كردهايم ، از رفقا هر كدام مىتوانند آن را پياده كنند . » و چون يكى از دوستان حاضر در جلسه از قبل مطّلع بودند كه بنده مطالبى راجع به اهل كمال جمع آورى كردهام ، عرض كرد : « فلانى مشغول است » . استاد فهرستى كه خود تنظيم فرموده بودند ، به همراه بعضى از كتابهايى كه خود داشتند عنايت فرمودند و بنده نيز به جمع آورى نام اين افراد و كلماتشان همّت گماشتم و پس از تنظيم قسمتى ، آن را خدمتشان عرضه نمودم ؛ دو سفارش به بنده فرمودند :
يكى آن كه كرامات و شطحيّات ايشان را ننويسم ؛ و دوّم اين كه كلمات عربى را - بدون اظهار نظر در معنا - ، فقط ترجمه كنم .
روزى در ايّام جمع آورى ، يكى از دوستان اشكال كرد كه خوب است به جاى اين كار ، وقت خود را در احاديث بگذرانى . اين مطلب را با استاد در ميان گذاشتم ايشان
هامش
( 1 ) . سرّالصلاة ، ص 67 .
( 2 ) . سرّالصّلاة ، ص 68 .