پس از حوايج گذشته ، حوايج بسيار ديگرى آمده كه لزومى به ذكر آنها نيست ، خوانندگان خود ملاحظه فرمايند .
( 30 )
« وَ أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِجَمِيعِ أَسْمائِكَ كُلِّها ، ما عَلِمْتُ مِنْها وَ ما لَمْ أَعْلَمْ ، وَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ [ عَلى ] آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أَنْ تَكْفِيَنِى أَمْرَ أَعْدائِى ، وَ تُبلِّغَنى مُناىَ ، يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ . » « 1 »
خدايا ، به همهى اسمهاى تو اعمّ از اسمهايى كه مىدانم و يا نمىدانم و به يكايك اسمهايت از تو درخواست مىكنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و مرا در رابطه با امر دشمنانم كفايت نمايى و به آرزويم برسانى ، اى مهربانترين مهربانان .
اهميت دشمنان بر سر راه كمالات و معناى آن
اوّلين حاجتى كه در بخش ديگر اين دعا ( پس از سوگندهاى متعدد به اسماء و كمالات الهى و بيان اجمالى اسماء در اين بخش ) آمده ، صلوات بر محمّد و آل او - صلّىاللَّهعليهو آلهوسلّم - و تقاضاى كفايت امر دشمنها و رسيدن به آرزوهاى خويش است .
مىتوان گفت : مراد از « اعداء » به قرينه قَسَمهايى كه پيش از اين آمده و جملهاى كه پس از آن آمده : « تُبَلِّغَنِى مُناىَ » همان بيانى باشد كه در بخش اوّل دعا ذيل جمله : « أَنْ تَنْصِرُنِى عَلى أَعْدائِى » ، به نظر خوانندگان رسيد .
معرفت نفس ؛ آرزوى حقيقى آدمى
امّا اين كه آرزو چه آرزويى است ؟ مىتوان گفت : مراد ، همان نايل شدن به كمال
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 639 .