شدنش با ذكر ) معلوم مىشود .
در حديثى از اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - آمده است :
« وَ اصْطَفى سُبْحانَهُ مِنْ وُلْدِهِ أَنبِياءَ أَخَذَ عَلَى الْوَحْىِ مِيثاقَهُمْ ، وَ عَلى تَبْلِيغِ الرِّسالَةِ أَمانَتَهُمْ ، لَمّا بَدَّلَ أَكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَاللَّهِ إِلَيْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ ، وَ اتَّخَذُوا الْأَنْدادَ مَعَهُ وَ اجْتالَتْهُمُ الشَّياطِينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ ، وَ اقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ ، فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ ، وَ واتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيائِهِ ، لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثاقَ فِطْرَتِهِ ، وَ يُذَكِّرُوْهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ . » « 1 »
خداوند سبحان از فرزندان او [ حضرت آدم - عليهالسّلام - ] پيامبرانى را برگزيد و از آن پيمان بر وحى و عهد بر تبليغ رسالت گرفت ، آن گاه كه بيشتر آفريدههاى خدا ، پيمان خدا با خود را تبديل كرده و نسبت به حق خدا ناآگاه بودند و معبودهاى ديگر را به جاى خدا مىپرستيدند و شيطانها ، آنها را از شناخت خدا بازداشته و از پرستش او جدا كرده بودند . در اين هنگام ، فرستادگان خود را به سوى آنها برانگيخته و پيامبران را پى در پى به سوى آنها فرستاد تا اداى پيمان فطرت خدايى را از آنها بخواهند و نعمت فراموش شدهاش را به ياد آنها آوردند .
از بيانات آيات و احاديث و توضيحات ناقص ما به خوبى ظاهر شد كه براى دو جمله گذشته « أَنْ تَنْصُرَنِى عَلى أَعْدائِى ، وَ تَغْلِبَ ذِكْرِى عَلى نِسْيانِى » نمىتوان يك معناى ظاهرى را اختيار نمود .
( 25 )
« أَللَّهُمَّ ، اجْعَلْ لِعَقْلِى عَلى هَواىَ سُلْطاناً مُبِيناً . » « 2 »
خدايا ، براى عقل من تسلطى آشكار بر هوا و هوسم قرار ده .
شرط غلبه عقل بر هوا
آرى ، بشر وقتى عقلش بر هوايش آشكارا سلطه پيدا خواهد كرد كه جنود جهل او ( كه از
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 1 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 638 .