يَكُونُ ظالِماً فِى أَوّلِ عُمْرِهِ دُونَ آخِرِهِ ، فَبَقِىَ الْآخِرُ ، وَ هُوَ الَّذِى يَكُونُ غَيْرَ ظالِمٍ فِى جَمِيعِ عُمْرِهِ انْتَهى . » « 1 »
عكس صورت سوم و مقام حضرت ابراهيم - عليهالسّلام - برتر از آن است كه امامت را براى دستهى اوّل و چهارم از نسل خود استدعا بكند . بنابراين ، مىماند دو دستهى ديگر و خداوند امامت را براى يك دسته ، يعنى كسى را كه در اوّل عمر ( نه در آخر آن ) ستمكار است ، نفى فرموده است . بنابراين ، يك دسته مىماند و آن كسى است كه در طول عمر خود هيچ ستمى نكرده باشد .
و پس از آن ، حضرت استاد در تفسير اين آيه از تمام بيانات نتيجه مىگيرند . سزاوار است همه بيانات استاد ملاحظه شود . « 2 »
امكان نيل به مقام امامت براى همگان به معناى مقتداى دين
غرض ما از ذكر اين جملهها ، آن بود كه در دعا ذكر از : « وَ اجْعَلْنِى لِلْمُتَّقِينَ إِماماً كَما جَعَلْتَ إِبْراهِيمَ - عليهالسّلام - . » به ميان آمده و از آن به حسب ظاهر استفاده مىشود كه غير از معصوم - عليهالسّلام - و حضرت ابراهيم - عليهالسّلام - نيز مىتوانند منزلت امامت را دارا گردند و حال اين كه منصب امامت ، چون رسالت انتصابى است و بايد از جانب پروردگار امامت و مقتدا بودنشان امضا شود با شرايط خاصّى ؛ ولى اشكالى ندارد امام - عليهالسّلام - در جمله : « كَما جَعَلْتَ إِبْراهِيمَ - عليهالسّلام - . » در مقام تقاضاى مقتدا قرار گرفتن در غير امور انتصابى باشد ؛ يعنى متلبس شدن به تقوا و مراحل اعلاى آن باشد كه تمام جملههاى : « وَ ارْزُقْنِى الْفِقْهَ فِى دِينِكَ . . . » تا آخر شاهد بر آن است . علاوه ، آيه دوّم را كه در توصيف عباد رحمن است نيز مىتوان به برداشتى كه براى بيان دعا نموديم ، معنى نمود . استاد ذيل اين آيه :
وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً
« 3 » ؛ ( و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان ) مىفرمايد :
« أَىْ مُتَسابِقِينَ إِلَى الخَيْراتِ ، سابِقِينَ إِلى رحْمَتِكَ ، فَيَتَّبِعُنا غَيْرُنا مِنَ الْمُتَّقِينَ ، كَما
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 274 .
( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 267 - 276 .
( 3 ) . سورهى فرقان ، آيهى 74 .