نيز دعايى است كه همه مظاهر ( به تفصيلى كه گفته شد ) بدان متلبّساند و نمىتوانند غير او سبحانه را بخوانند ، واللَّه يعلم .
( 203 )
« يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ ، وَ ذِكْرُهُ شِفاءٌ ، وَ طاعَتُهُ غِناءٌ ، إِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ ، وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ . » « 1 »
اى خدايى كه نامت دوا و يادت شفا و اطاعتت توانگرى است ، بر كسى كه سرمايهاش اميد و سلاحش گريه است ، رحم كن .
احتمالات در معناى « اسمه دواء »
ممكن است منظور از اسم در جملههاى فوق ، اسماى لفظيّه الهى باشد كه با گفتن آنها ، امراض ظاهرى مداوا مىشود و يا مراد از اسم ، معنى و حقيقت اسماى الهى باشد كه با توجّه به هر يك ، امراض ظاهرى و يا باطنى ( از عنايت داشتن به غير از خداوند متعال در مقسومات او سبحانه در تمام امور ) مداوا مىشود و يا اشاره به بهاء و نور دادن ملكوت و اسماى الهى باشد به عالم ملكى آنها ، كه اين خود دواى آنان براى برقراريشان در تمام كمالات است ، و يا مراد از اين اسم ، اسم مكنونى باشد كه در حديث « 2 » از حضرت صادق - عليهالسّلام - آمده و چهار جزء براى آن فرموده شده و سه جزء را خداوند سبحان به جهت احتياج خلق ظاهر فرموده و اسمى را كه منظور داشته ، همان باشد كه در اين دعا آمده : « يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ . »
همه احتمالات را مىتوان مورد عنايت قرار داد ، ولى به اعتبار : « ذِكْرُهُ شِفاءٌ » ، مىتوان گفت ذكر لفظى كه احتمال اوّل است اراده شده و چنان چه مراد از ذكر ، ذكر باطنى و قلبى اراده شده باشد ، احتمال دوّم را بهتر مىتوان مورد توجّه قرار داد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 709 و 710 .
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 112 ، باب صورت اسماء ، حديث 1 .