اجابت دعاى تكوينى و غيرتكوينى
امّا جمله « ضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَةَ » باز اشاره به تكوين و غيرتكوين مىباشد ؛ چرا كه امكان ندارد عبادت و دعاى تكوينى و غيرتكوينى ، به حساب جنبهى خلقى وجود داشته باشد و اجابت نباشد .
و اگر جنّ و انس تشريعاً امر به دعا و پذيرش استجابت الهى شدهاند ، مراد دعايى است كه بر وفق تكوين و غيرتكوين باشد .
و ممكن است بيان جملههاى فوق دعا را به معناى تشريعى آن نمود ، چرا كه فرموده شده :
( 201 )
« فَإِلَيْكَ يا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِى ، وَ إِلَيْكَ يا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِى ، فَبِعزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِى دُعائِى ، وَ بَلِّغْنِى مُناىَ ، وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجائِى ، وَ اكْفِنى شَرَّ الْجَنِّ وَ الْإِنْسِ مِنْ أَعْدائِى . » « 1 »
پس اى پروردگار من ، اينك فقط به سوى تو روى آوردهام و اى پروردگار من ، فقط به درگاه تو دست دراز كردهام ، پس به عزتت سوگند ، دعايم را اجابت فرما و مرا به آرزويم برسان و اميدم را از فضل خود مگسل و از گزند دشمنانم - اعمّ از جنيان و انسانها - كفايت فرما .
تقاضاى دوام شهود عبوديت از سوى معصوم - عليهالسّلام -
بيانات فوق دعا ، صورتاً با معناى دوّم بخش گذشته مناسبت دارد ، ولى چه مانعى دارد توضيحاتى كه نسبت به معناى اوّل ( جهت تكوينى و غيرتكوينى و ملكوتى همه مظاهر بالاخصّ انسان ) داده شد ، در اين بخش ( كه با فاى تفريع شروع شد ) نيز ذكر شود و از
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 709 .