جمله : « فَإِلَيْكَ يا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِى » و : « مَدَدْتُ يَدِى » تطبيق تشريع با تكوين و غيرتكوين و ملكوت اراده شده باشد و تقاضاى دوام شهود عبوديّت براى معصوم - عليهالسّلام - و مسألت از قوّه به فعليّت ظهور يافتن آن شهود براى غيرمعصوم باشد ؛ چرا كه فرموده شده :
« فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِى دُعائِى ، وَ بَلِّغْنِى مُناىَ . . . »
پس به عزتت سوگند ، دعايم را اجابت فرما و مرا به آرزويم برسان . . .
( 202 )
« يا سَرِيعَ الرِّضا ، إِغْفِرْ لِمَن لا يَمْلِكُ إِلَّا الدُّعاءَ ، فَإِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ . » « 1 »
اى زود خشنود شونده ، بندهاى را ببخش كه چيزى جز دعا در اختيار ندارد ؛ زيرا هر چه را خواهى ، مىكنى .
معناى مالكيت دعا از سوى بندگان معصوم - عليهالسّلام - و غيرمعصوم
گويا بيانات فوق ، تقاضا براى برداشته شدن موانع بر سر راه استجابت دعا نسبت به خواستههاى معنوى براى غيرمعصوم است ( كه در بخشهاى پيشين آمده بود ) و براى معصوم - عليهالسّلام - مغفرت از توجّه به عالم عنصرى ( كه در حصار آن قرار گرفته و بايد وظايف آن را نيز انجام دهد ) اراده شده باشد .
امّا اين كه بندگان الهى ( خواه معصوم - عليهالسّلام - و خواه غيرمعصوم ) - با آن كه خود مالك هيچ چيز نبوده و نيستند - چگونه مىتوانند ادعا كنند كه ما مالك دعا هستيم ؟ و بگويند : « لا يَمْلِكُ إِلّا الدُّعاءَ . » ؟
در پاسخ بايد گفت : مراد مالكيّتى است كه او سبحانه صورتاً و تشريعاً به آنان داده و يا منظور از مالكيّت ، مالكيتى است كه خداوند بشر را بدان آراسته و منظور از : « إِلَّا الدُّعاءَ »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 709 .