كمالات والاى انسانيّت مطلوب مىباشد و از جملهى : « وَ قَلْبِى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً » استفاده مىشود كه محبّت الهى ، براى قرب به او سبحانه كارساز مىباشد و نيز از جمله : « وَ مُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ إِجابَتِكَ . » معلوم مىشود كه اجابت نيكوى خداوند بندگانش را ، سبب نيل به مقامات مىگردد و از جمله : « وَ أَقِلْنِى عَثْرَتِى » معلوم مىشود ، نديده گرفتن خداوند متعال لغزشهاى بندهاش را ، اثرات معنوى براى وى دارد و نيز از جمله : « وَ اغْفِرلِى زَلَّتِى » معلوم مىشود ، آمرزش گناهان ، اثرات خاصّى در وصول قرب الهى دارد .
( 200 )
« مُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ إِجابَتِكَ . . . فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلى عِبادِكِ بِعِبادَتِكَ وَ أَمَرْتَهُمْ بِدُعائِكَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَةَ . » « 1 »
و با اجابت نيكو بر من منتگذار ؛ . . . زيرا تو خود بندگانت را به عبادت خويشتن فرمان داده و به آنها امر فرمودى كه تو را بخوانند و اجابت دعاى آنان را ضمانت كردى .
معناى حُسن اجابت
شايد مراد از « حُسْنِ إِجابَتِكَ » ( كه در بخش گذشته آمده بود و توضيح داده نشد ) ، برآورده شدن همه حوايج و يا برجستهترين آنها كه غايت كمال بدان حاصل مىشود ، باشد .
لزوم توجه به جنبهى ملكوتى و اسمايى مظاهر
امّا جملهى « فَإِنَّكَ قَضَيْتَ » تا آخر گمان مىشود ( به اعتبار لفظ « قَضَيْتَ » ) ، اشاره به جنبهى تكوينى ملكوتى و عالم امرى و اسمايى همه مظاهر باشد ؛ چرا كه انسان و همه مخلوقات الهى ، همواره تكويناً تكيهگاهشان ( در همه جهات خلقى ) به عالم ملكوتىشان
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 709 .