سنگينى گوش و كورى چشم از بين رفته و شنوا و به وسيلهى آن بينا مىگردى و سركشى را كنار گذاشته ، فرمانبر مىشوى ، خداوند منعم بىرقيب هميشه و در هر دوره و زمانى بندگانى دارد كه در دلها و انديشهى آنان با ايشان نجوا مىكند و در عقل و شعورشان با آنها گفتگو مىنمايد و در نتيجه ، نور بيدارى در گوش و چشم و دلشان درخشش مىيابد . . . ياد خدا اهلى دارد كه آن را بر همهى دنيا ترجيح دادند و هيچ داد و ستد و خريد و فروشى ، آنها را از ذكر خدا باز نداشته است و با ياد خدا روزهاى عمر خود را سپرى مىكنند .
( 196 )
« يا سَيِّدِى ، يا مَنْ إِلَيْهِ مُعَوَّلِى ، يا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوالِى ، يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ ، أَقِرَّ [ قَوِّ ] عَلى خِدْمَتِكَ جَوارحِى ، وَ اشْدُدْ عَلى الْعَزِيمَةِ جَوانِحِى ، وَهَبْ لِىَ الْجِدَّ فِى خَشْيَتِكَ ، وَ الدَّوامَ فِى الْإِتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ ، حَتّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِى مَيادِينِ السّابِقِينَ ، وَ أُسْرِعَ إِلَيْكَ فِى الْمُبارِزِينَ [ الْمُبادِرِينَ ] ، وَ أَشْتاقَ إِلى قُرْبِكَ فِى الْمُشْتاقِينَ ، وَ أَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلَصِينَ ، وَ أَخافَكَ مَخافَةَ الْمُؤْمِنِينَ [ الْمُوقِنِينَ ] ، وَ أَجْتَمِعَ فِى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ . » « 1 »
اى سرور من ، اى كسى كه تكيه گاه من به تو است ، اى خدايى كه نزد تو از حالات خود شكوه سر مىدهم ، پروردگارا پروردگارا پروردگارا ، اندامهايم را براى خدمت و بندگىات نيرومند فرما و استخوانهايم را بر اين تصميم استوار گردان و جديّت در هراس از خود را به من ارزانى دار و در پيوستن به خدمت و بندگىات ، مرا مداومت عنايت كن ، تا در ميدانهاى سبقت گيرندگان ، شتابان به سوى تو آيم و در ميان پيشتازان به
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 709 .