چراغى ، و آن چراغ در شيشهاى است . آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه منم ، من ، خدايى كه جز من خدايى نيست از درخت خجستهى زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى ، افروخته مىشود . نزديك است كه روغنش - هر چند بدان آتشى نرسيده باشد - روشنى بخشد . روشنى بر روى روشنى است . خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند ، و اين مثلها را خدا براى مردم مىزند و خدا به هر چيزى داناست . در خانههايى كه خدا رخصت داده كه [ قدر و منزلت ] آنها رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود . در آن [ خانه ] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مىكنند : مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى ، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات ، به خود مشغول نمىدارد ، و از روزى كه دلها و ديدهها در آن زيرورو مىشود مىهراسند . تا خدا بهتر از آن چه انجام مىدادند ، به ايشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بيفزايد ، و خدا [ ست كه ] هر كه را بخواهد بىحساب روزى مىدهد .
و در خطبهاى از اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - هنگامى كه آيهى شريفه :
يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ * رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
را قرائت مىفرموده ، مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ - سُبْحانَهُ وَ تَعالى - جَعَلَ الذِّكْرَ جَلآءً لِلْقُلُوبِ ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ ، وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ ، وَ تَنْقادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعانَدَةِ ، وَ ما بَرَحَ للَّهِ - عَزَّتْ آلاؤُهُ - فِى الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ ، وَ فِى أَزْمانِ الْفَتَراتِ ، عِبادٌ ناجاهُمْ فِى فِكَرِهِمْ ، وَ كَلَّمَهُمْ فِى ذاتِ عُقُولِهِمْ ، فَاسْتَضْبَحُوا بِنُورِ يَقْظَةٍ فِى الْأَبْصارِ وَ الْأَسْماعِ وَ الْأَفْئِدَةِ . . . وَ إِنَّ لِلذِّكْرِ لَأَهْلًا أَخَذُوهُ مِنَ الدُّنْيا بَدَلًا ، فَلَمْ تَشْغَلْهُمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْهُ ، يَقْطَعُونَ بِهِ أَيّامَ الْحَياةِ . . . » « 1 »
خداوند سبحان ، ذكر و ياد خود را مايهى روشنى و صفاى دلها قرار داد كه با آن
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 222 .