باطنى ، تا به نتايج آن ( كه در ذيل به صورت سربسته از آن ياد شده ، غير از بيانى كه در بخشى از اين دعا به تفصيل آمده بود ) كه فرموده شده : « حَتّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِى مَيادِينِ السّابِقِينَ . » نايل آيد .
به راستى مگر طىّ نمودن و پيمودن راهى كه سابقين اختيار نمودهاند و به تعبير الهى :
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
« 1 » ؛ ( و سبقتگيرندگان مقدّمند ، آنانند همان مقرّبانِ [ خدا ] . ) جز قرار گرفتن در طريقهاى است كه در بيان : « أَنْ تَجْعَلَ أَوْقاتِى بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً . . . » آمده بود و مگر مبادرين و سرعتكنندگان و مشتاقين لقاى الهى كه در دعا آمده بود ، جز مخلَصين و مؤمنين و ايمان آورندگان واقعى مىباشند كه در چهار جمله بعد از : « حَتّى أَسْرَح إِلَيْكَ . . . » آمده بود و مگر ايشان ، غير از بندگان خاصّ الهى مىباشند كه همواره خود را در عبوديّت حقيقى مشاهده مىكنند ، كه در بخش گذشته فرموده شده بود : « وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً » و : « أَعْمالِى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً » و در پايان ، همه چيزشان ياد او سبحانه است كه فرموده شده :
« حَتّى تَكُونَ أَعْمالِى وَ إِرادَتِى [ أَوْرادِى ] كُلُّها وِرْداً واحِداً ] . »
تا بدان جا كه همهى اعمال و اوراد [ خواستهى ] من ، وردى واحدى گردد .
و مگر : « أَجْتَمِعَ فِى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ » همان : « حالِى فِى خِدْمَتِكَ سَرْمَداً » نمىباشد كه در بخش گذشته آمده بود ؟
خلاصه ، بيانات ما در ذيل جملات بخش گذشته ، مىتواند پاسخ گو و روشنگر بيانات اين بخش نيز باشد ، فتأمّل .
( 197 )
« أَللَّهُمَّ ، وَ مَنْ أَرادَنِى بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ ، وَ مَنْ كادَنِى فَكِدْهُ ، وَ اجْعَلْنِى مِنْ أَحْسنِ عِبادِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ ، وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ ، وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً
هامش
( 1 ) . سورهى واقعه ، آيات 10 و 11 .