لَدَيْكَ . » « 1 »
خدايا ، هر كس كه مىخواهد به من بدى برساند ، بدى به او برسان و هر كس كه سر فريب مرا دارد ، گرفتار نيرنگ خود ساز و مرا در پيش خود از بهرهورترين و نزديكترين بندگان و از كسانى كه از همه بيشتر از قرب و منزلتت برخوردار و به تو نزديكتر است ، قرار ده .
تقاضاى بر طرف شدن موانع كمالات انسانى
گمان مىشود تقاضاى دو جمله اوّل : « مَنْ أَرادنِى فَأَرِدْهُ ، وَ مَنْ كادَنِى فَكِدْهُ » براى اين باشد كه مانع اصلى راه رسيدن به كمالات انسانى براى غيرمعصوم - عليهالسّلام - برداشته شود و به نعمت احسن عباد و از مقرّبين شدن و منزلت يافتن نزد پروردگار بهرهمند گردد و براى معصوم - عليهالسّلام - ، لطمهاى به دوام منزلتهايش نخوردن ( كه نمىخورد ) اراده شده باشد .
دشمنان واقعى مؤمنين و معناى حقيقى سوء و بدى
امّا اين كه « مَنْ أَرادَنِى بِسُوءٍ » كيانند ؟ و كيدكنندگان چه كسانى هستند - كه سبب عدم موفقيّت به منزلتهاى والاى سهگانهى فوق « أَحْسَنِ عِباد » و « أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً » و « أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً » مىشود ؟ - شايد بتوان گفت : « مَنْ أَرَادنِى » شامل دشمنهاى انسى و جنّى و باطنى مىشود و از سوء و بدى ، امورى اراده شده باشد كه مانع رسيدن به كمال انسانى و يا دوام آن گردد .
و مراد از كيد و حيلهكنندگان : « وَ مَنْ كادَنِى فَكِدْهُ » نيز كسانى باشند كه ناشايستگىها را با اعمال و گفتار و كردارشان به شخص مؤمن ، شايسته نشان مىدهند تا او را مبتلا به زشتىها نمايند و در نتيجه آنها از وصول به كمالات بازمانند .
امّا اين كه آن درخواستهاى معنوى را با چه چيز مىتوان به دست آورد ، مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 709 .