پس از تو مىخواهم كه . . . بر من ببخشى و از هر خيرى كه نازل مىكنى و هر احسانى كه تفضل مىكنى و هر نيكى كه پراكنده مىسازى و هرگونه روزيى كه مىگسترانى و هر گناهى كه مىآمرزى و هر خطايى كه فرو مىپوشانى ، مرا بهرهاى وافر عنايت كن . پروردگارا پروردگارا پروردگارا .
تقاضاى بهرهمندى از حظوظ معنوى و اخروى
در ظاهر به نظر مىرسد حوايج ششگانه فوق ، شامل حظوظ دنيوى و اخروى و ظاهرى و معنوى شود ، ولى به اعتبار لفظ « تُوَفِّرَ » ، گمان مىشود امور معنوى و يا اخروى اراده شده باشد ؛ زيرا حظوظ دنيوى ، وفور و فراوانىاش علاوه براين كه بيش از احتياج ، كسى را فايده نمىبخشد ؛ غفلتآور نيز مىباشد و آن را نه خداوند متعال مىخواهد و نه اوليايشان براى خود و امّت .
توجه به تدبير مطلق عالم به دست حق تعالى
امّا ذكر شدن سه مرتبه « يا رَبّ » در خاتمهى حوايج گذشته ، خواننده را توجّه مىدهد براين كه اوست كه به تمام معنى ، مدبّر همه امور عالم است و حوايج فوق نيز از امورى است كه تدبير الهى در آن دخالت دارد و بايد در برآورده شدنش توجّه تمام به او سبحانه داشت .
( 195 )
« يا إِلهِى وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ وَ مالِكَ رِقِّى ! يا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتِى ! يا عَلِيماً بِفَقْرِى وَ مَسْكَنَتِى ! يا خَبِيراً بِفَقْرِى وَ فاقَتِى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ ! أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ أَسْمائِكَ ، أَنْ تَجْعَلَ أَوْقاتِى مِنَ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً ، وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً ، وَ