وَرائِهِمْ ، وَ الشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ ، وَ بِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ ، وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ . » « 1 »
به حق آن قدرتى كه مقدر نمودى و به آن فرمانى كه حتم كردى و بدان حكم راندى و بر هر كس كه آن را راندى ، چيره گرديد ، از تو درخواست مىكنم كه در اين شب و در اين لحظه ، هر بزهى كه از من سر زده و هر گناهى كه مرتكب شده و هر عمل زشتى كه انجام دادهام و هرگونه عمل نابخردانهاى كه پوشيده داشته يا ظاهر ساختهام ، چه در نهان و چه آشكارا ، و هر بدكارى كه فرشتگان بزرگوار نويسندهى اعمال را به ثبت آن دستور دادهاى ، همان فرشتههايى كه بر ضبط آن چه از من سر مىزند گماشتهاى و آنها را همراه با اندامهايم بر من گواه گردانيدهاى و تو خود از پس ايشان بر من ديدهبانى و بر آن چه از آنان پنهان مانده ، گواهى ؛ ولى به حكم رحمتت آن را پوشيده داشتى و به خاطر فضلت ، آن را ناديده گرفتى .
تقاضاى زوال همه موانع رسيدن به بهشت
بيانات اين بخش ، ربط تامّى با گذشته دارد و جملهى : « بِالْقُدْرَةِ الَّتِى قَدَّرْتَها » اشاره به :
« لَوْلا ما حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جاحِدِيكَ » و جمله : « وَ الْقَضِيَّةِ الَّتِى حَكَمْتَها » اشاره به :
« قَضَيْتَ لَها مِنْ إِخْلادِ مُعانِدِيكَ . » و جمله : « وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَها » اشاره به : « لَجَعَلْتَ كُلَّها بَرْداً وَ سَلاماً » دارد . دعا در مقام اين است كه : تقاضاى زوال تمام آن چه را كه سبب گرفتارىهاى در آتش و خلود آن شده و مىشود و امورى كه موجب خلاصى از آن و به :
« بَرْداً وَ سَلاماً » و به بهشت رسيدن ( كه در بخش حوايج ذيل جملههاى بخش گذشته و آينده مىباشد ) بنمايد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 709 .