مِنَ الْكافِرِينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ أَجْمَعِينَ ، وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعانِدِينَ . » « 1 »
پس به يقين ، حتم دارم كه اگر حكم به عذاب منكرانت و فرمان به باقى نگاه داشتن دشمنانت در آتش نداده بودى ، حتماً دوزخ را يكسره سرد و بىزيان مىكردى و هيچ كس در آن جا منزل و مقام نمىداشت . ليكن تو - كه اسمها و كمالات تو پاك است - سوگند خوردهاى كه جهنم را از كافران - اعمّ از جنيان و انسانها - پر سازى و دشمنان را جاودانه در آن نگاه دارى .
قرار گرفتن كافران و معاندان در آتش ؛ اقتضاى حكم الهى
گمان نشود بيان اين بخش ، خلاف آن چيزى است كه در توضيح بخش 11 از اين دعا و آيات شريفه گفته شده مىباشد . ( به اين معنى كه حكم فرمودى و بايد محكوم حكم خود شوى ) ؛ زيرا جملههاى : « لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمائُكَ أَنْ تَمْلَأَها . . . » در مقام اين است كه : اقتضاى حكمت - كه به اسماى جلاليهات صدور يافته - اين است كه كافرين و معاندان را در آتش قرار دهى و اسمايت نيز عينيّت با ذاتت دارند و جداى از ذاتت نمىباشند كه حاكم بر تو باشند . جملههاى بخش : « أَنْ تَمْلَأَها . . . » تا آخر اشاره به بيان آيه شريفه است كه مىفرمايد :
وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
« 2 »
و اگر مىخواستيم ، حتماً به هر كسى [ از روى جبر ] هدايتش را مىداديم ، ليكن سخن من محقق گرديد كه : « هرآينه جهنّم را از همهى جنّيان و آدميان خواهم آكند » .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 708 و 709 .
( 2 ) . سورهى سجده ، آيهى 13 .