تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
( 188 ) « إِلهِى وَ مَوْلاىَ ! أَجَرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوا نَفْسِى ، وَ لَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّى ، فَغَرَّنِى بِما أَهْوى وَ أَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضاءُ ، فَتَجاوَزْتُ بِما جَرى عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ مِنْ نَقْضِ [ بَعْضِ ] حُدُودِكَ ، وَ خالَفْتُ بَعْضَ أَوامِرِكَ ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فِى جَمِيعِ ذلِكَ وَ لا حُجَّةَ لِى فِيما جَرى فِيهِ قَضائُكَ وَ أَلْزَمَنِى [ فِيهِ ] حُكْمُكَ وَ بَلائُكَ . » « 1 » اى خدا و سرور من ، حكمى بر من راندى كه در آن مورد ، به پيروى از هواى نفسم برخاستم و از ظاهر آرايى دشمن خويش نهراسيدم ، پس او نيز با به كار گرفتن هواى نفسانىام ، مرا فريفت و در اين امر تقدير با آن روى موافقت نمود و در نتيجه ، به سبب آن چه بر من گذشت ، از برخى حدودت پا فراتر نهادم [ شكستم ] و با بعضى از فرمان‌هايت مخالفت نمودم . اكنون در همه‌ى اين‌ها ، حجت براى تو است و مرا در آن چه حكم و قضاى تو بر من رفت و حكم و امتحانت مرا بدان ملزم كرد ، حجتى نيست .

خلافت انسان در بهره‌ورى بيش از حد اقتضاى خلقت از عالم هستى

واقعاً آنان كه اين جمله‌ها را در گذشته و آينده مىخواندند و مىخوانند ، چگونه درباره‌ى معصوم - عليه‌السّلام - و غيرمعصوم پياده كرده و مىكنند و آنان كه شرح بر اين دعا نوشته‌اند ، آن را چگونه معنى فرموده‌اند ؟ منظور از جمله : « حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوا نَفْسِى » چيست ؟ منظور از : « فَغَرَّنِى بِما أَهْوى وَ أَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضاءُ » چيست ؟ مراد از : « فَتَجاوَزْتُ بِما جَرى عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ مِنْ نَقْضِ حُدُودِكَ . » چيست ؟ منظور از « خالَفْتُ بَعْضَ أَوامِرِكَ . » چيست ؟ مراد از : « فَلَكَ الْحَمْدُ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 707 .