« بِأَىِّ شَىْءٍ يُعْلَمُ الْمُؤْمِن بِأَنَّهُ مؤمِنٌ ؟ قالَ : بِالتَّسْلِيمِ لِلّهِ وَ الرِّضا فِيما وَرَدَ عَلَيْه مِنْ سُرورٍ أَوْ سَخَطٍ . » « 1 »
از چه راه مىتوان ايمان مؤمن را تشخيص داد ؟ فرمود : از راه تسليم در برابر خدا و خشنودى از آن چه بر او وارد مىشود ، اعمّ از آن چه مايهى شادمانى و يا ناراحتى است .
( 187 )
« أَللَّهُمَّ ، لا أَجِدُ لِذُنُوبِى غافِراً ، وَ لا لِقَبائِحِى ساتراً ، وَ لا لِشَىْءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلًا غَيْرَكَ ، لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ ، ظَلَمْتُ نَفْسِى وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِى وَ سَكَنْتُ الى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِى وَ مَنِّكَ عَلَىَّ . » « 2 »
خدايا ، جز تو نه آمرزندهاى براى گناهانم مىيابم ، نه پرده پوشى براى زشتىهايم و نه كسى كه بدكاريم را به نيكى تبديل كند . معبودى جز تو نيست ، پاكى تو و ستايش تو را است . بر خود ستم كردم و به سبب جهلم گستاخى نمودم ، ولى به ياد ديرينت از من و منتى كه بر من نهاده بودى ، آرام گرفتهام .
معناى تقاضاى عفو و اظهار ظلم به نفس از سوى معصوم - عليهالسّلام -
غرض از ذكر تمام اين بخش ، ارايه توضيحى است درباره جملههاى فوق ، تا بخشهاى آتيه نيز بدين واسطه روشن شود و احتياج به تفسير و بيان ديگرى نداشته باشد . بياناتى نسبت به چنين گفتارهايى از معصومين - عليهمالسّلام - در گذشته نيز داشتهايم ، ولى در اين جا ، به نكتهاى ديگر اشاره مىكنيم كه در بخش فوق ، بدان عنايت شده و آن اين است كه :
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 52 ، حديث 12 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 707 .