خداوند - عزّوجلّ - مىفرمايد : « بندهى مؤمنم را به هيچ كارى متمايل نمىكنم ، مگر اين كه خير او را در آن قرار مىدهم ، پس بايد به قضاى من خشنود باشد و بر آزمايشهاى من صبر كند و بر نعمتهايم شاكر باشد تا نام او را از صدّيقين خويش ثبت نمايم .
- « يا مُوسَى بْنَ عِمْرانَ ، ما خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ عَبْدِىَ الْمُؤْمِنِ ، فَإِنِّى إِنَّما ابْتَلَيْتُهُ لِما هُوَ خَيْرٌ لَهُ ، وَأُعا فِيهِ لِما هُوَ خَيْرٌ لَهُ ، وَ أَزْوِى عَنْهُ ما هُوَ شَرٌّ لَهُ لِما هُوَ خَيْرٌ لَهُ ، وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما يَصْلَحُ عَلَيْهِ عَبْدِى ؛ فَلْيَصْبِرْ عَلى بَلائِى ، وَ لْيَشْكُرْ نَعْمائِى ، وَ لْيَرْضَ بِقَضائِى ، أَكْتُبُهُ فِى الصِّدِّيقِينَ عِنْدِى إِذا عَمِلَ بِرِضائِى ، وَ أَطاعَ أَمْرِى . » « 1 »
اى موسى بن عمران ، من چيزى محبوبتر از بندهى مؤمن خود نيافريدم ، همانا من براى خير او ، مبتلايش مىكنم و يا سلامتش مىدارم و به خاطر خير ( و مصلحتى ) ، شرّ و خطر را از او دور مىكنم و من بهتر مىدانم چه چيزى براى بندهام خوب و شايسته است ؛ پس بايد بر بلاى من صبر كند و بر نعمتم سپاس گويد و به قضاى من خشنود باشد ، اگر طبق خشنودى من عمل كند و از من فرمان برد ، نام او را نزد خود ، در ميان صديقين ثبت مىنمايم .
- « عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ لا يَقْضِى اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - لَهُ قَضاءً إِلّا كانَ خَيْراً لَهُ ، وَ إِنْ قُرِضَ بالْمَقايِضِ كانَ خَيْراً لَهُ وَ إِنْ مَلِكَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَها كانَ خَيْراً لَهُ . » « 2 »
در شگفتم از فرد مسلمان كه خداوند - عزّوجلّ - هيچ چيز را براى او به صورت حتمى مقرّر نمىكند ، مگر اين كه به خير اوست و اگر اعضايش با قيچى بريده شود ، باز به خير او خواهد بود و اگر مالك مشرق و مغرب زمين گردد ، به خير او خواهد بود .
و از حضرت صادق - عليهالسّلام - نقل شده است :
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 51 ، حديث 7 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 51 ، حديث 8 .