« بِقِسْمِكَ راضِياً » جلوه ديگرى مىدهد .
حاجت دوّم را مىتوان گفت ( همانگونه كه در ابتداء گفتيم ) مربوط به حاجت اوّل است ؛ زيرا تواضع در مقابل مقسومات الهى ، همان رضايت و قانع بودن به آنها در تمام حالات زندگانى و عمر است .
در پايان اين بخش از دعا ، به ذكر قسمتى از دعاهاى ماه رمضان و چند حديث اكتفا مىكنيم .
در عدّهاى از دعاهاى دههى آخر ماه رمضان مىخوانيم :
- « وَ أَنْ تَهَبَ لِى يَقِيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبِى ، وَ إِيماناً حَتّى يَذْهَبَ الشَّكَّ عَنِّى ، وَ رَضِّنِى بِما قَسَمْتَ لِى . » « 1 »
و يقينى به من ارزانى دار كه به واسطهى آن با دلم درآميزى و ايمانى كه شكّ و ترديد را از من ببرى و خشنودى به آن چه نصيبم كردهاى .
- « رَأْسُ طاعَةِ اللَّهِ ، أَلصَّبْرُ وَ الرِّضا عَنِ اللَّهِ فِيما أَحَبَّ الْعَبْدُ أَوْ كَرِهَ . وَ لا يَرْضِى عَبْدٌ عَنِ اللَّهِ فِيما أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ ، إِلّا كانَ خَيْراً لَهُ فِيما أَحَبَّ أَو كَرِهَ . » « 2 »
شكيبايى و خشنودى از خداوند ، ريشه و سرآغاز اطاعت خداست . هر كس شكيبايى كند و در تمام آن چه كه مورد پسند اوست و يا مورد پسند او نيست و قضاى خداوند دربارهى او به آن تعلّق گرفته است ، از خدا خشنود گردد ، خداوند - عزّوجلّ - نيز در تمام آن چه مورد پسند اوست و يا مورد پسند او نيست ، جز خير و خوبى را براى او قضا نمىكند .
- « قالَ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ - : عَبْدِىَ الْمُؤْمِنُ لا أَصْرِفُهُ فِى شَىْءٍ إِلّا جَعَلْتُهُ خَيْراً لَهُ ، فَلْيَرْضَ بِقَضائِى وَ لْيَصْبِرْ عَلى بَلائِى وَ لْيَشْكُرْ نَعْمائِى أكْتُبْهُ يا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدِّيقِينَ عِنْدِى . » « 3 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 198 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 49 ، حديث 1 .
( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 50 ، حديث 6 .