( 185 )
« وَ أَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِى مِنْ قُرْبِكَ ، وَ أَنْ تُوزِعَنِى شُكْرَكَ ، وَ أَنْ تُلْهِمَنِى ذِكْرَكَ . » « 1 »
و از بخششت تقاضا دارم كه مرا به قرب خود ، هر چه نزديكتر گردانى و در دلم افكنى كه سپاست گزارم و الهامم فرمايى تا به ياد تو پردازم .
توجه به لوازم قرب و شكر و ذكر
بيانات فوق ، سه موضوع و نكته را به هر خواننده مىفهماند ، اوّل آن كه بايد قرب حضرتش را ( به بيانى كه گذشت ) ، از جود او تمنّا نمود و اين كه خود او سبحانه منحصر در امور ظاهرى نمىباشد و دوّم ، تقاضاى الهام دايمى شكر جود حقّ سبحانه را در وصول به قربش از او سبحانه خواستن و سوّم الهام ذكر و ياد حضرتش را ( به معنايى كه گذشت ) همواره داشتن .
( 186 )
« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى أَسْأَلُكَ ، سُؤالَ خاضِعٍ مُتَذَلَّلٍ [ ذَلِيلٍ ] خاشِعٍ ، أَنْ تُسامِحَنِى وَ تَرْحَمنِى ، وَ تَجْعَلَنِى بِقِسْمِكَ راضِياً قانِعاً ، وَ فِى جَمِيعِ الْأَحْوالِ [ الْأُمُورِ ] مُتِواضِعاً . » « 2 »
خدايا ، همانند شخص فروتن و خاكسار و خاشع از تو خواستارم كه بر من آسان گيرى و ترحم فرمايى و به قسمتِ خود خشنود و قانع كنى و در همهى حالات [ امور ] ، فروتن گردانى .
تقاضاى بيانات اين بخش از دعا اگرچه دو خواسته و مسألت بيش نيست : « وَ تَجْعَلَنِى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 707 .
( 2 ) . همان .