خداوند متعال مىفرمايد :
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 1 »
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند ، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم ؛ ولى تكذيب كردند ، پس به [ كيفر ] دستاوردشان [ گريبان ] آنان را گرفتيم .
اين بود آن چه به فهم قاصر نويسنده اين اوراق آمد ، واللَّه يعلم .
و امّا اين كه چنين سخنانى و شبيه به آن در اين دعا كه با ياى نسبت : « إِغْفِرْ لِى » از حضرت خضر - عليهالسّلام - و تبعيّت اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - در گفتار بدان جناب ، با آن كه معصوم از خطا مىباشند ، چه معنايى مىتواند داشته باشد ؟ بياناتى در دعاى ابوحمزه ثمالى و دعاى شب مبعث و غيره داشتيم ، ملاحظه شود .
( 183 )
« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ . » « 2 »
خدايا ، با ياد تو به سويت تقرب مىجويم .
معناى ذكر قلبى
بشر چون به عنايت الهى ، توجّه خويش را از عالم عنصرى و تعلّقاتش - كه ناچار از آن مىباشد - لحظهاى قطع نمايد ، خويش را كه متفطّر به فطرت توحيدى است به ياد او سبحانه مىبيند و آن معنى را لمس مىكند و اين ، همان توجه و ذكر قلبى است كه از آن زياد سخن مىگوييم و به ريشهاش پى نمىبريم ، در دعاى ابوحمزه آمده است :
« وَ إِنَّ الرّاحِلَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسافَةِ ، وَ إِنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلّا أَنْ [ وَ
هامش
( 1 ) . سورهى اعراف ، آيهى 96 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 707 .