آرى ، جهان هستى به طور عموم ، دنيوى و اخروى ، مادّى و مجرّد ، ذى شعور و غيرذى شعور به حساب باطن و جنبه الهى ملكوتى ، پيوستگى و ربطى با يكديگر دارند و به سبب ربط معنوى و شعور مرموز ، هر يك از وظايف شخصى نسبت به خويش و ديگران باخبرند ، خداوند مىفرمايد :
ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى
« 1 »
خداوند آسمانها و زمين و آن چه را كه ميان آن دو است ، جز به حقّ و تا هنگامى معيّن نيافريده است .
و آيات ديگر و حقّ به حساب آوردن آنها ممكن نيست ؛ مگر اين كه غرضى از اين خلقتشان باشد و آن را بدانند و مىتوان به ضميمهى آيات ديگر گفت غرض از خلقت آنان ، در راه كمال قرار گرفتن انسان است ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
- هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
« 2 »
اوست آن كسى كه آن چه در زمين است ، همه را براى شما آفريد .
- وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ
« 3 »
و آن چه را در آسمانها و آن چه را در زمين است ، به سود شما رام كرد ، همه از اوست .
- أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
« 4 »
آيا ندانستهايد كه خدا آن چه را كه در آسمانها و آن چه را كه در زمين است ، مسخّر شما ساخته .
و آيات ديگرى كه به فرد فرد بعضى از تسخيرات موجودات اشاره دارد .
و امّا اين كه بشر را براى چه خلق فرموده ؟ علاوه بر آياتى كه به طور عموم اشاره به حقّ خلق شدن وى دارد ، نيز مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 8 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 29 .
( 3 ) . سورهى جاثيه ، آيهى 13 .
( 4 ) . سورهى لقمان ، آيهى 20 .